اجزاء تشكيل دهنده پستها :
1-1 اجزاء تشكيل دهنده پستها : 1- سوئيچگيرها SWITCH GEARS 2-ترانسفور ماتورهاي قدرت POWER TRANSFOR MERS 3-ترانسفور ماتورهاي زمين و تغذيه داخلي EARTHING AND AUX TRANSFOR MERS 4-سيستم جبران كننده بار راكتيو VAR COMPENSATION SYSTEMS 5-سيستم كنترل و حفاظت CONTROL AND PROTECTION SYSTEMS 6-سيستم زمين EARTHING (GROUNDING ) SYSTEMS 7-سيستم محافظت از رعد و برق SHIELDING SYSTEM 8-سيستم تغذيه داخلي AUX(AC DC ) SUPPLY SYSTEM 9-سيستم روشنايي محوطه OUT DOOR LIGHTING SYSTEMS 10-سيستم مخابراتي TELE- COMUNICATION SYSTEMS 11- سيستم كابل كشي CABLING SYSTEM 12-سيستم اطفاء حريق FIRE EXTINGUISHING SYSTEM 13-تاسيسات ساختماني الف : ساختمان كنترل ب : جاده هاي دسترسي ج : ساختمان نگهباني د : ساختمان ديزل ژنراتور و : انبار، پاركينگ ، كارگاه و …… 1- سوئيچگير: به مجموعه اي از تجهيزات فشار قوي كه عمل ارتباط فيدرهاي مختلف به باس بار و يا قسمتهاي مختلف باس بار را به يكديگر دريك سطح ولتاژ انجام مي دهد سوئيچگير مي گويند . در يك پست ممكن است يك ، دو و يا سه سوئيچگير با سطوح ولتاژ مختلف وجود داشته باشد . سوئيچگيرها معمولاً از اجزاء و تجهيزات زير تشكيل مي گردند : الف : باس بار ( شين ) – مقره – اسكلت فلزي – سيم – لوله – كلمپ و اتصالات ب : كليد فشار قوي ( ديژنگتور ) CIRCUIT BREAKER ج: سكسيونر ( جداكننده ) DISCONNECT SWITCH د : ترانسفور ماتورهايي جريان و ولتاژ NSTRUMENT TRANSFORMERS ه : تله موج و متعلقات مربوطه LINE TRAP (WAVE TRAP) و : برق گير LIGHTNG ARRESTER معمولاً سوئيچگيرها از قسمتهاي مشابه متصل به هم در جهت باس بارها تشكيل مي شوند كه به هر قسمت بي ((BAY )) مي گويند. معمولاً هر بي در سوئيچگيرهاي مختلف مي تواند يك – دو و يا چهار فيدر بخود اختصاص دهد 2- ترانسفور ماتورهاي قدرت درپستهاي تبديل دستگاههاي اصلي تبديل ولتاژ ، ترانسفورماتورهاي قدرت مي باشد كه ارتباط دهنده بين سوئيچگيرهاي مختلف بوده و بنابراين در طراحي موقعيت فيزيكي سوئيچگيرها بايستي جاي مناسبي را براي آنها در نظر گرفت تا : الف : ضمن حفظ حريم هاي لازم با سوئيچگيرها طول فيدر به حداقل برسد . ب : جهت دسترسي به آنها كه به علت وزن و حجم زياد و بندرت به صورت بسته ((IN DOOR I )) نصب مي گردد درجاده ها مناسب وجود داشته باشد . ج : تبادل حرارت با هواي محيط جهت خنك شدن در مورد ترانسفورماتورهاي A ir cooeld به سهولت انجام گيرد. 3- ترانسفورماتورهاي زمين و تغذيه داخلي: ترانسفورماتورهاي زمين براي ايجاد نقطه نوترال مصنوعي در شبكه هاي با اتصال مثلث به كار برده مي شوند و در شبكه هاي مثلث كه به صورت غير مؤثر زمين مي شوند معمولاً از ترانسفور ماتور زمين استفاده مي گردد. وبه لحاظ اقتصادي در چنين مواقعي ترانسفورماتور تغذيه داخلي هم به صورت يك سيستم پيچ ثانويه در ترانسفورماتور زمين تركيب شده و به اين ترتيب ترانسفورماتور زمين و تغذيه داخلي به صورت واحد ساخته مي شود . درغير اينصورت كاربرد ترانسفورماتورهاي تغذيه داخلي الزامي مي باشد . معمولاً اين ترانسفورماتورها نيز در جوار ترانسفورماتورهاي اصلي در محل مناسبي نصب مي گردند. ضمناً در موارد خاص كه تجهيزاتي مانند مقاومت ، راكتور و غيره جهت زمين كردن نقاط نوترال استفاده مي گردد. اين تجهيزات نيز بايستي در جاي مناسبي در جوار ترانسفورماتورها نصب گردند. 4- سيستم هاي جبران كننده بار راكتيو : معمولاً جهت كنترل ولتاژ ، ايجاد پايداري ، تصحيح ضريب قدرت و همچنين افزايش ظرفيت انتقال در بعضي از نقاط شبكه لازم است سيستم هاي توليد كننده و يا مصرف كننده بار راكتيو به كمك راكتورهاي موازي – خازنهاي موازي ويا سري و يا كمپانساتورهاي سنكرون و يا سيستمهاي جبران بار تريستوري نصب گردند . در چنين مواردي اين تاسيسات نيز در پستهاي فشار قوي نزديك به نقاط مزبور نصب مي گردند اين تاسيسات در صورتيكه از نوع خازنها در اكتورهاي ثابت قابل قطع و وصل باشند (FIXED CAPACITORS/ REACTORS) مستقيماً به فيدرهاي سوئيچگير مربوطه متصل شده و بنابراين در جوار ترانسفورماتورهاي قدرت و يا در محل مناسب ديگري نصب مي گردند. اما چنانچه اين تاسيسات از نوع كنترل شده به وسيله تريستور باشند بسته به مورد ممكن است فقط ترانسفورماتور كاهنده ولتاژ آنها در جوار ترانسفورماتورها بوده و ساير قسمتها از قبيل مجموعه تريستورها و المانهاي راكتور درجاي مناسب ديگري نصب گردند . اين سيستم به طور عمده در انواع زير وجود دارند. 1- راكتورهاي موازي ثابت SHUNT REACTORS الف – قابل قطع و وصل ب – غير قابل قطع و وصل 2- خازنهاي موازي و يا سري ثابت SHUNT OR SERIES CAPACITORS الف – قابل قطع و وصل ب- غير قابل قطع و وصل 3- كمپانساتورهاي سنكرون SYNCHRONOUS COMPENSATORS 4- سيستم جبران بار كنترل شده به وسيله تريستورSTATICVAR SYSTEMS (SVS) الف – راكتورهاي كنترل شده به وسيله تريستور ب – خازنهاي قابل قطع و وصل به وسيله تريستور ج- سيستمهاي تركيبي مثل TCR/TCF وTCR/FC 5- سيستمهاي كنترل و حفاظت سيستم كنترل و حفاظت كه مي تواند به عنوان دو سيستم مجزا از هم مورد بررسي قرار گيرد در واقع كنترل و حفاظت بخشي از سيستم قدرت را در محدوده پست مورد نظر به كمك اندازه گيري پارامترهاي مورد نياز در هنگام كار عادي و يا خطا به عهده دارد و عمدتاً متشكل از رله هاي اصلي – كمكي – سوئيچ – كنتاكتورها و وسايل ديگر مي باشد . كه اطلاعات مورد نياز را از طريق ترانسفورماتورهاي جريان و ولتاژ و سيستم اينتر لاك اخذ نموده و فرمانهاي لازم را از طريق سيستمهاي حفاظتي اتوماتيك و يا سيستمهاي كنترل اتوماتيك و غير اتوماتيك به مكانيزم تجهيزات اننقال مي دهد. اكثر وسايل سيستم هاي حفاظتي از قبيل رله ها – كنتاكتورها – ترانسفورماتورهاي جريان و ولتاژ كمكي و غيره به علت حساس بودن به صورت داخلي I NDOOR در داخل ساختماني متمركز به نام ساختمان كنترل قرار دارند . و از طريق كابلهاي كنترل به ترانسفورماتورهاي جريان و ولتاژ و همچنين مكانيزم هاي كنترل و تجهيزات ارتباط دارند. البته طرحهايي وجود دارد كه وسايل حفاظتي هر بي ((BAY )) از پست را در داخل اطاقك مخصوص و در جوار همان بي ((BAY)) به منظور صرفه جويي در طول كابلهاي كنترل نصب مي نمايند . 6- سيستم زمين درپستهاي فشار قوي به منظور ايجاد ايمني براي انسانهاي داخل و اطراف پست و همچنين حفاظت تجهيزات و وسائل فشار ضعيف از ولتاژهاي بالا در شرايط غير عادي مثل اتصال كوتاه فاز به زمين و يا برخورد امواج ضربه اي رعدو برق به خطوط و يا پست بايستي از سيستم زمين استفاده شود و قسمتهاي لازم پست به نحو مؤثري با اين سيستم متصل گردد به اين منظور در اغلب موارد لازم است شبكه اي از هاديهاي بهم متصل شده را در زير زمين پست به وجود آورده و بدنه فلزي تمام تجهيزات و نقاط نوترال را به نحو مؤثري به آنها متصل نمائيم تا مقادير ولتاژهاي قدم STEP VOLTAGE ولتاژ تماس TOUCH VOLTAGE درمحدود پست و اطراف آن در حدود قابل قبولي كنترل گردند كه اين كار به كمك كاهش مقاومت زمين انجام مي گيرد 7- سيستم حفاظت از رعدو برق در پستهاي فشار قوي از نوع باز با تجهيزات معمولي CONUENTIONAL OUT DOOR SUB براي حفاظت تجهيزات از برخورد مستقيم صاعقه بايستي از سيستم شيلدينگ متشكل از سيم هاي زمين وصل كرده و به سيستم زمين پست متصل مي گردند استفاده شود 8- سيستم تغذيه داخلي به منظور تامين مصارف جريان متناوب و مستقيم پست اعم از سيستم كنترل – حفاظت مكانيزمهاي عمل كننده تجهيزات – سيستم هاي تاسيسات روشنايي – گرمكن هاي داخل تابلوها – سيستم هاي خنك كننده – سيستم هاي حفاظتي و غيره بايستي مصارف مورد نياز با ولتاژ مناسب تامين گردد. لذا دو سيستم مستقل از هم به نام سيستم تغذيه جريان متناوب AC SUPPLY SYSTEM و سيستم تغذيه جريان مستقيم DC SUPPLY SYSTEM در هر پست وجود دارد كه عمدتاً شامل ترانسفورماتورهاي تغذيه داخلي – باطري شارژر و باطري ديزل ژنراتور اضطراري و تابلوهاي توزيع مربوطه مي باشند. 9- سيستم روشنايي محوطه به منظور امكان ديد مناسب در شب براي محوطه پست از سيستم روشنايي محوطه پروژكتورهايي كه در موقعيت هاي مناسب اطراف تجهيزات نصب شده و از منبع تغذيه داخلي پست تغذيه مي گردند ، استفاده مي شود . 10- سيستم مخابراتي سيستمي است كه به كمك آن مي توان سيگنالهاي مخابراتي را به منظورهاي كنترل از راه دور مكامله و يا حفاظت از دوز TELE - PROTECTION به نقاط ديگر شبكه ارسال نموده متقابلاً سيگنالهاي مشابه را دريافت نموده اين سيستم ها عمدتاً در انواع زير وجود دارند الف – سيستم ميكرويو : MICROWAVE RADIO MUTI CHANNEL TELEPHONE CIRCUIT به كمك اين سيستم مي توان انتقال اطلاعات را براي كنترل از راه دور TELE- CONTROL و همچنين كنترل بار انجام داده و ضمناً سيگنالهاي لازم را براي حفاظت تجهيزات ارسالي و يا دريافت نمود و همچنين مكالمات تلفني را با مراكز كنترل و غيره انجام داد . ب – سيستم plc POWER LINE CARRIER TEL-PROTECTION سيستمي است كه به كمك آن مي توان سيگنالهاي مخابراتي را جهت مكالمه و يا حفاظت از دور برروي خطوط فشار قوي از طريق مدولاسيون دامنه ارسال و يا دريافت نمود مانند سيستم مايكرو ويو بوده ولي تعداد كانالهاي آن كمتر مي باشد . ج – سيستم راديو تلفني VHF كه عمدتاً براي تغييرات خطوط انتقال و همچنين اخذ اطلاعات محيطي استفاده مي گردد. و – سيستم هاي با سيم كه امروزه كمتر متداول بوده و همچنين سيستم خبر دهي يا PAYING كه براي ارتباطات پرسنل داخل پست مورد استفاده قرار مي گيرد . ه- و بالاخره امروزه با افزايش حجم اطلاعات مخابراتي در شبكه ها ، كاربرد FIBER OPTIC SHIELD WINES امكان استفاده از سيستم هاي مخابراتي با ظرفيت و قابليت اطمينان بالا را ايجاد نموده و در واقع جايگزين مناسبتري براي سيستم هاي PLS يعني ارسال قدرت بالا و سيگنالهاي مخابراتي روي خطوط انتقال پيدا شده است . 11- سيستم كابل همانطوريكه اشاره شد در پستهاي فشار قوي به منظور كنترل – اندازه گيري و حفاظت تجهيزات مختلف احتياج به اندازه گيري پارامترهاي مشخصي از تجهيزات و همچنين ارسال فرمانهاي مناسب كنترل به صورت اتوماتيك يا غير اتوماتيك مي باشيم براي ارتباط وسايل اندازه گيري ، هشدار دهنده و يا آشكار سازها به دستگاههاي حفاظتي و كنترل كننده و همچنين ارتباط دستگاههاي زمان دهنده به مكانيزم ها و كارسازها ،ACTUATOR از كابلهاي كنترل و تغذيهAND CONTROL CABLE POWER استفاده مي شود . اين كابلها به نحو منظمي در كانالهاي مخصوص سر پوشيده در محوطه پست به ساختمان كنترل هدايت شده و در موارد لزوم نيز در بعضي از قسمتها از MARSHALLING BOX براي تجمع و تقسيم كابلها استفاده مي گردد. 12- سيستم اطفاء حريق در پستهاي فشار قوي تجهيزاتي از قبيل ترانسفورماتورهاي قدرت – راكتورها و به طور كلي تجهيزاتي كه داري روغن بوده و حرارت زا مي باشند ، آتش زا بوده و بنابراين ممكن است در مواردي لازم باشد سيستمي تعبيه گردد تا حريق احتمالي را اطفاء نموده و از گسترش آن جلوگيري گردد. سيستم هاي اطفاء حريق مي تواند بسته به اهميت پست از نوع اتوماتيك و يا غير اتوماتيك باشند . به طوركلي اين سيستمها به منظور كنترل اثرات ناشي از آتش سوزي با جلوگيري از گسترش آن به ساير تجهيزات و به حداقل رساندن خسارت مالي و احياناً جلوگيري از آسيب جدي به دستگاه دچار حريق نصب مي گردد. متداولترين اين سيستم ها كه در پستهاي فشار قوي كاربرد دارند عبارتند از : 1- سيستم اطفاء حريق دستي متشكل از كپسولهاي مواد ضد حريق 2- سيستم اتوماتيك DRA NAND STIR كه سيستم SERGI ، معروف است . 3- سيستم آبي 4- سيستم استفاده از گاز هالوژن براي پستهاي زير زميني و يا بسته و به طور كلي سيستمهايي كه بر اساس هيدروكربنهاي هالوژنه عمل مي نمايند. 13- تاسيسات ساختماني - ساختمان كنترل اين ساختمان به طور كلي از قسمتهاي مختلف از قبيل اطاق فرمان – اطاق رله – اطاق باطري و ….. تشكيل مي گردد. 1- اطاق فرمان: اين اطاق محل استقرار اپراتورها و انجام عمليات كنترل تجهيزات پست مي باشد معمولاً كليه فرمانها – تنظيم ها – مراقبتها و اندازه گيريها در يك مركز به نام اطاق كنترل انجام مي گيرد . در سيستمهاي كنترل معمولي ، تابلوهاي كنترل ،CONTROL PANELS به شكل منظمي در اين اطاق پهلوي هم چيده مي شود . و هر تابلو ( و يا چند تابلو ) كه معمولاً به يك فيدر و يا چند فيدر در يك ”BAY ” اختصاص دارد . حاوي تمام دستگاههاي نمايش دهنده كميتهاي اندازه گيري شده درحالت عادي كار – سوئيچهاي كنترل CONTROL SWITCHES و در صورت لزوم علائم هشدار دهنده يا خبر دهنده بوده و دياگرام ميميك MIMIC DIAGRAM به صورت مناسبي روي هر تابلو نقش بسته است به طوريكه دياگرام تمام تابلوها معروف شماي تك خطي پست مي باشد. ضمناً در اين اطاق تابلوهاي ديگري از قبيل تابلوهاي كنترل ولتاژ AVR PANEL تابلوي سنكروسكوب و همچنين تابلوهاي مجتمع علائم هشدار دهنده ANNANCIATION PANEL قرار دارند و اثبات حوادث و خطاها DISTURBANCE RECORDER نيز در صورت وجود در اين اطاق نصب مي گردند . تابلوهاي كنترل از نوع موزائيكي و معمولي بوده كه امروزه تابلوهاي موزائيكي بيشتر متداول مي باشد و در سيستم فرمان ميكروپروسسوري MICRO PROCESSOR BASEDCONTROLSYSTEM كه امروزه در كشورهاي پيشرفته متداول گرديده احتيااج به تابلوهاي مزبور كه اپراتور مستقيماً به آنها دسترسي داشته باشد نبوده بلكه كليه علائم خبري و هشدار دهنده و كميتهاي اندازه گيري از طريق يك ميكروكامپيوتر و به كمك مونيتور در اختيار اپراتور قرار گرفته و متقابلاً فرمانهاي لازم نيز از طريق اپراتور به كمك KEY BOARD كامپيوتر ( و پس از كنترل پروسس فرمان توسط كامپيوتر) به تجهيزات مختلف هدايت مي گردد. به اين ترتيب اطاق كنترل اين نوع پستها معمولاً فقط حاوي يك ميز و صفحه نمايش MONITOR بوده و ساير تجهيزات كنترل فقط در ديد اپراتور نمي باشد. اين اطاق معمولاً در قسمتي از ساختمان كنترل قرارمي گيرد. كه اپراتور ديد كافي به محوطه پست و به خصوص تجهيزات مهم از طريق پنجره هاي شيشه اي داشته باشد . 2- اطاق رله RELAY RO0M اين اطاق معمولاً تابلوهاي رله هاي مختلف را در خود جاي مي دهد و با توجه به اينكه رله ها به صورت اتوماتيك عمل مي نمايند و فقط به منظور REST كردن آنها نياز به دسترسي به آنهاست لذا لزومي به قرار دادن آنها در نزديكي اپراتور نبوده . و به همين جهت معمولاً اطاق رله در جوار اطاق فرمان ولي به صورت مجزا از آن قرار مي گيرد البته در بعضي از طرحها ديوار جداكننده اي بين اطاق فرمان و اطاق رله قرار داده نمي شود ولي به هر حال تابلوهاي مزبور در فاصله دورتري نسبت به تابلوهاي فرمان نسبت به محل استقرار اپراتورها قرار مي گيرند ضمناً دستگاههايي مثل تابلوهاي توزيع DC تابلوهاي مربوط به باطري شارژر و احياناً تابلوهاي توزيع AC نيز در اين اطاق مي توانند نصب گردند. 3- اطاق باطري : كليد باطريهاي مربوط به سيستم DC در يك اطاق مجزاي ضد اسيد قرار مي گيرند كه به اطاق باطري BATTERY ROOM معروف است . ترمينالهاي باطري پس از اتصال به جعبه فيوز به باطري شارژر يا باطري شارژرها كه در خارج از اطاق باطري و معمولاً در اطاق رله قرار دارند متصل مي گردند ( در مواردي ممكن است باطريهاي مربوط به سيستم ولتاژ DC دريك اطاق مجزا قرار دهند و به اين ترتيب بيش از يك اطاق باطري داشته باشيم ). 4- اطاق AC در صورت لزوم تابلوهاي تغذيه مصرف AC در اطاق مجزائي قرار داده مي شوند . 5- اطاق هاي جنبي : مانند اطاق شيفت – اطاق استراحت – اطاق كنفرانس – اطاق بايگاني مدارك - آشپزخانه دستشوئي و غيره كه بسته به مورد نياز بايستي در طراحي ساختمان كنترل در نظر گرفته شود . - فونداسيونها تجهيزات سنگين بيروني پستها اعم از تجهيزات فشار قوي – كيوسكها – سيستم هاي حفاظتي – پايه هاي روشنايي و غيره بايستي روي فونداسيونهايي كه به نحو مناسب طراحي و ايجاد مي گردند نصب گردند . تجهيزات معمولي از طريق پايه هاي نگهدارنده SUPPORT ( به لحاظ رعايت فاصله هوائي ) روي فونداسيونها نصب مي گردند . ولي تجهيزات گازي معمولاً مستقيماً روي فونداسيون قابل نصب مي باشند . به هر حال قبل از نصب تجهيزات مي بايستي فونداسيون هاي آنها آماده شده و پايه هاي مورد نظر مورد در مورد تجهيزات معمولي روي آنها نصب گرديده تا بتوان تجهيزات اصلي را نصب نمود . فونداسيونها در اكثر موارد از نوع مسلح (با آماتور) بوده و معمولاً به نحوي استقرار مي يابند كه از سطح تمام شده پست در هر قسمت در حدود 10 تا 15 سانتيمتر بالاتر مي باشند . - جاده هاي دسترسي اين جاده ها در پستها باز OUT DOOR SUB و يا قسمتهاي باز پستهاي بسته INDOOR به منظور دسترسي از طريق وسايل موتوري و غير موتوري به تجهيزات فشار قوي و به خصوص وسايل سنگين مانند ترانسفورماتورهاي قدرت و غيره و يا تعمير در محل تجهيزات مزبور امكان پذير باشد . در مواردي جاده هاي دسترسي به تجهيزات هر بي BAY مانند كليدها و غيره با پهناي كمتري نسبت به جاده هاي اصلي در نظر گرفته مي شود. - ساختمان نگهباني : به منظور كنترل عبور و مرور افراد به داخل پست معمولاً لازم است در محل درب ورودي اصلي پست يك ساختمان نگهباني در نظر گرفته شود در بعضي از كشورها به چنين ساختماني نياز نبوده و معمولاً كنترل ورود و خروج از طريق دستگاههاي خبري مانند ( درب بازكني برقي معمولي و يا مجهز به دوربين تلويزيوني ) از محل ساختمان كنترل و توسط اپراتور صورت مي گيرد . - ساختمان ديزل ژنراتور معمولاً در پستهاي بزرگ تامين مصارف داخلي پست در هنگام قطع برق به عهده يك ديزل ژنراتور اضطراري بوده كه به لحاظ سروصداي زياد معمولاً در اطاق در بسته و به فاصله مناسبي از اطاق كنترل نصب مي گردد كه DIESEL ROOM معروف است . در ضمن ممكن است بسته به مورد اطاقهاي ديگري و يا تاسيسات ساختماني ديگري در پست مانند – زمين بازي – اطاق ضد حريق – انبار – تعميرگاه و غيره در نظر گرفته شود . - انواع پستها و كاربرد آنها و چگونگي انتخاب نوع پست تعريف پست : يك پست فشار قوي مجموعه اي از تجهيزات مي باشد كه به منظور تغيير سطح ولتاژ و يا به وجود آوردن امكان تغذيه نقاط مختلف و تقسيم انرژي الكتريكي بين آنها مورد استفاده قرار مي گيرد . انواع پستها از نظر وظيفه اي كه به عهده دارند: 1- پستهاي نيروگاهي SET UP SUB وظيفه اين پستها افزايش ولتاژ خروجي ژنراتورها به سطح ولتاژ انتقال ( ولتاژ بالا ) مي باشد جهت انتقال اقتصادي قدرت زياد به فواصل طولاني . 2- پستهاي انتقال HIGH VOLTAGE SUBS وظيفه پستهاي انتقال كاهش ولتاژ الكتريكي به سطح ولتاژ فوق توزيع و همچنين تقسيم اين ولتاژ به خروجي هاي متعدد. پستهاي توزيع : DISTRIBUTION SUBS وظيفه اين پستها پايين آوردن ولتاژ از سطح فوق توزيع به سطح توزيع بوده و انرژي الكتريكي در اين سطح را از طريق فيدرهاي مختلف تحويل مي دهد. پستهاي فشار ضعيف : وظيفه آنها تبديل ولتاژ به ولتاژ فشار ضعيف قابل استفاده در مصرف كننده هاي خانگي و صنعتي مي باشد. 3- پستهاي كليدي يا كوپلاژ : در اين پستها سطح ولتاژ هيچگونه تغييري نمي يابد و تنها به عنوان يك تقسيم كننده ولتاژ ثابت را در فيدرها و خروجي هاي مختلف و متعدد تغذيه مي نمايد در عمل ممكن است يك پست تركيبي از دو يا چند نوع فوق الذكر باشد . كه هم افزاينده و هم كاهنده و هم به صورت يك پست كليدي باشد. ولتاژهاي استاندارد در شبكه ايران : 1- ولتاژهاي انتقال 400 KV , 230 KV , 132 KV 2- ولتاژهاي فوق توزيع 63 KV , 33 KV , 20 KV 3- ولتاژهاي ضعيف 2207 تكفاز و 4007 سه فاز ولتاژ خروجي ژنراتوري در نيروگاهها معمولاً KV6/6 – 11 و حداكثر ،33KV، مي باشد و افزايش ولتاژ ژنراتور بيش از اين مقدار از نظر عايق بندي و هزينه هاي مربوطه اقتصادي نمي باشد . بنابراين توسط پستهاي بالا برنده سطح ولتاژ به ميزان مناسب افزايش پيدا مي كند. معمولاً در انتخاب ولتاژ مولد موارد زير در نظر گرفته مي شود : 1- ولتاژ خطوط مشابهي كه قبلاً در شبكه و در حوالي خط مورد نظر وجود داشته باشد . 2- طول خط 3- قدرت مورد نظر كه مي بايست انتقال داده شود. 4- افت ولتاژ قدرت 5- افت كرونا كه از افزايش ولتاژ ناشي مي گردد . 6- تنظيم ولتاژ در حالت بي باري و در بار كامل كه معمولاً در طراحي شبكه ها اين رقم بين 10% + و 5% - مي باشد . 7- بررسي اقتصادي و مقايسه قيمت خطوط با ولتاژهاي مختلف انواع پست از نظر استقرار فيزيكي : 1- پستهاي باز يا خارجي OUT DOOR SUBS در پستهاي باز تجهيزات فشار قوي در معرض شرايط جوي از قبيل گرد و خاك باد و باران ، رعد برق و غيره بوده و عايق بين آنها هوا مي باشد . 2- پستهاي بسته يا داخلي INDOO SUBS پستهاي بسته پستهايي هستند كه تجهيزات فشار قوي در داخل اطاق يا سالن سر پوشيده قرار دارند. انواع پستهاي باز : 1- پستهاي معمولي conventional در جاهائيكه محدوديت زمين وجود نداشته باشد احداث مي گردد و عايق بين فازها و تجهيزات و زمين ، هوا مي باشد و از اين نظر مي بايست فاصله ايمني و مجاز كاملاً رعايت گردد . اين پستها از نظر هزينه ارزانتر مي باشد . 2- پستهاي گازي (GIS) gas insulated subs . كليه تجهيزات فشار قوي در پستهاي گازي در داخل محفظه هاي فلزي قرار دارند كه بوسيله گاز SF6 يا هگزا فلوئورگوگرد كه داراي خواص عايقي خوبي مي باشد تحت فشار معيني پر شده است و چون خاصيت عايقي گاز SF6 تقريباً سه برابر هوا مي باشد كه در نتيجه فضاي پستهاي گاز به مراتب كوچكتر تاز پستهاي معمولي مي باشد و در جائيكه محدوديت زمين مطرح باشد خيلي مناسب است . مزاياي پستهاي GIS : چون در معرض مستقيم عوامل جوي نمي باشد لذا امكان آلودگي و رطوبت وتجود نداشته و بروز اتصالي و حوادث ديگر به مراتب كمتر و از طرفي بعلت ايزوله بودن قسمتهاي برق دار و تحت ولتاژ از اشخاص ايمني آن در حد بسيار بالايي مي باشد . معايب پست GIS : مايع شدن گاز به هنگام برودت هوا و درجه حرارتهاي خيلي پائين مي باشد و از طرفي هزينه اين پستها خيلي بالا مي باشد . پستهاي ويژه : 1- پستهاي زير زميني گازي : UNDOR GROUND GIS SUB پستهاي هستند كه در سطوح ولتاژ نقدرت بالا و به دلايلي از قبيل گراني بيش از حد زمين و به دلايل حفاظتي در زير زمين و در طبقات متعدد ساخته مي شوند . اين پستها داراي ويژگي هاي خاصي مي باشند. 2- پستهاي سيار : پستهاي تبديل هستند كه عمدتاً تجهيزات سوئيچيگير آنها از نوع G I S بوده و به همراه ترانسفور ماتور مربوط روي يك يا چند تريلي نصب گرديده و به سهولت قابل انتقال از يك محل به محل ديگري مي باشد . اين پستها عمدتاً از يك فيدر فشار قوي يك ترانسفور ماتور و يك فيدر فشار ضعيف تشكيل شده و ظرفيت آنها در مقايسه با پستهاي دائم كم بوده و با اتصال T - OFF مي توانند.به يك خط انتقال فشار قوي متصل گردند و به طور موقت مشكل تبديل قدرت را در منطقه خاص مرتفع سازند . 3- پستهاي – مدو لاتور MODULAR ( COMPACT) SUB اين پستها كه معمولاً در سطوح ولتاژ 20 / 132 كيلو وات و 20 / 63 كيلو وات مطرح مي باشد از نوع out door بوده و عمدتاً مدولهاي سو ئيچگير ولتاژ بالا – ترانسفور ماتور و مدول سوئيچيگر ولتاژ پائين و همچنين مدول كنترل و حفاظت تشكحيل كي گردند و با تركيب مدواهاي مختلف و هماهنگي مي توان تقريباً پست را با ظرفيت دلخواه با سرعت زياد و فضاي كم و نيروي انساني كمتر نصب نمود . 4- پستهاي هوائي POLE MOUNTED SUB پستهاي توزيع در ولتاژ 20 كيلو وات به پائين و با قدرت كم مي باشد كه معمولاً در نقاط حومه شهرها و يا روستاها روي تيرهاي برق نصب مي گردند و به احاظ هزينه بسيار كم امروزه در سيستمهاي توزيع بسياري از كشورها متداول است . كار برد انواع پستها : با توجه به اينكه پست از نوع سوئيچينگ باشد و يا تبديل و اگر از نوع تبديل بود ، كاهنده ولتاژ باشد يا افزاينده . مساله اينست كه به مطالعات سيستم برنامه ريزي مربوط بوده و بستگي به نياز شبكه دارد يا به عبارتي انتخاب وظيفه پست مقوله خارج از طراحي پست مي باشد . يا بعبارتي ديگر انتخاب وظيفه پست بعهده طراح پست نبوده . بلكه او بايستي نوع پست را از نقطه نظرات ديگر بنحوي انتخاب نمايد كه علاوه بر اينكه وظيفه مشخص شده را انجام مي دهد ، بهينه نيز داشت. براي اينكار لازم است مزايا و معايب و كاربرد انواع پستها و مقايسه آنها با يكديگر مورد بررسي قرار گيرد . پستهاي با تجهيزات معمولي CONUENTI ONAL SUB اين پستها به لحاظ ضرورت رعايت فواصل هوائي بين فازها و همچنين بين قسمتهاي برقرار باز بيني و لزوم در نظر گرفتن فواصل ايمني فضاي بسيار زيادي اشغال مي نمايد . و به خصوص در ولتاژهاي بالا و ظرفيتهاي بالا به هيچ وجه بصورت INDOOR ساخته نمي شوند . زيرا نه اقتصادي بوده و نه در مواردي عملي . تجهيزات اين پستها از قبيل كليد – سكسونر- ترانسفورماتور ولتاژ و جريان و غيره معمولاً مستقل از يكديگر بوده و پس از نصب در محاهاي مورد نظر ارتباط الكتريكي بين آنها ار طريق سيم و يا لوله شمشي انجام مي گيرد و به همين دليل تعمير تجهيزات در اين پستها با سهولت بيشتري انجام مي گيرد . هزينه اين پستها نسبت به پستهاي GIS در ولتاژهاي پايئن ارزانتر بوده و بدن در نظر گرفتن هزينه زميني اقتصادي تر مي باشد . و تعمير و توسعه اين پستها با سهولت بيشتري انجام گيرد . بنابراين بطور خلاصه مي توان گفت اين پستها در مواردي كه ارزش زميني زياد بالا نباشد و ضمناً منطقه از آلودگي بالائي بر خوردار نباشد . و حفاظت پست از نطر حملات هوائي مطرح نباشد . اين پستها به عنوان مناسب ترين نوع پست توصيه مي گردند. پستهاي گازي : GIS INSULATED SWITCHGEARS اين پستها كه داراي مزاياي نسبتاً زيادي بخصوص در رابطه با صرفه جويي در فضا و زمين نسبت به پستهاي معمولي مي باشد . امروز كاربرد روز افزوني را در كشورهاي مختلف بخصوص كشورهاي صنعتي و پيشرفته مثل ژاپن پيدا كرده اند . در موارديكه با محدوديت خاص رو برو نباشيم و كاربرد هر نوع پست عملي باشد يك محاسبه9 اقتصادي بادر نظر گرفتن هزينه هاي پست شامل ( هزينه تجهيزات – هزينه زمين و كارهاي ساختمانيهزينه نصب و راه اندازي و هزينه نگهداري ) همراه با در نظر گرفتن قابليت اطمينان مي تواند در انتخاب نوع مناسب پست راه گشا باشد ولي در موارديكه محدوديتها را نيز در ارزيابي آلتر ناتيو هاي مختلف در نظر گرفت . پارامترهاي مهم در طراحي پستها و اثرات آنها با توجه به اينكه پستهاي فشار قوي جزئي از شبكه الكتريكي بهم پيوسته اند بايستي در طراحي آنها به پارامترهايي از سيستم كه روي خصوصيات و مشخصات تجهيزات پست موثر مي باشد توجه نمود . و از طرفي با توجه به اينكه تجهيزات پستها تحت تاثير شرايط محيطي كه در آن قرار دارند مي باشند. لذا از اساسي ترين كارهاي قبل از طراحي ، گردآوري و تجزيه تحليل اطلاعات مبدا جهت طراحي پست مي باشد . اين اطلاعات به دو قسمت عمده تقسيم مي شوند . 1- اطلاعات محيطي ENVIROMENTAL INFORMATION 2- اطلاعات الكتريكي S YST EM INFOR MATION 1-1 اطلاعات محيطي : اين اطلاعات عمدتاً بصورت آماري مي باشد و از طريق تجزيه تحليل نتايج بدست آمده از ايستگاههاي مختلف هوا شناسي زلزله سنجي و غيره بدست مي آيد . 1-1 درجه حرارت: معمولاً ميزان گرمي و يا سردي هواي محيط را با معرفي چندين شاخص حرارتي مي تولن مشخص نمود كه اين شاخصها طبق استاندارد هاي بين المللي به شرح زير است : الف ) درجه حرارت حداكثر ب) درجه حرارت حداقل ج) متوسط روزانه اصولاً اكثر تجهيزات فشار قوي پستها ، تحت شرايط كار عادي و يا خطا حرارت زا بوده و بنابراين براي اينكه قسمتهاي مختلف اين تجهيزات و بخصوص عايقها تحت تنش هاي حرارتي غير مجاز قرار نگرفته و بعبارت ديگر با ايجاد يك پايداري حرارتي در طراحي سيستمهاي انتقال حرارت و ايجاد پايداري حرارتي مناسب مي بايستي از يك طرف عوامل ايجاد كننده حرارت را مورد بررسي قرار داده و از طرف ديگر محيط مجاور دستگاه از نظر حرارتي مورد توجه قرار داد و مسائل مربوط به پايداري حرارتي و اثر درجه حرارت هاي محيط در اين طراحي ها در بخش طراحي مشخصات فني تجهيزات مورد بررسي قرار خواهد گرفت . درجه حرارت حداقل محيط نيز در طراحي تجهيزات مشخصات فني مواد حائز اهميت مي باشد زيرا هر استگاه بايستي بتواند در اين درجه حرارت به راحتي انجام وظيفه نموده و يا شروع به انجام وظيفه نمايد. جامد شدن مايعات در درجه حرارتهاي پائين و يا مايع شدن گازها ، تغيير خواص فيزيكي و الكتريكي بعضي مواد بكار برده شده از جمله گاز SF6 كاهش فشار در اثر تقليل درجه حرارت بسياري از مواد بايستي در طراحي تجهيزات پست مورد توجه دقيق قرار گيرد . مثلاً روغن هاي عايق در كلاسها ي مختلف وجود دارد كه هر يك براي درجه حرارت حداقل خاصي كاربرد داشته و بنابراين انتخاب روغني نا مناسب از اين نظر مي تواند كار تجهيزات را مختل نمايد . 1-2 ارتفاع از سطح دريا با افزايش ارتفاع از سطح دريا دانستيد هوا كاهش يافته و از يك طرف خاصيت عايقي آن كم شده و از طرف ديگر تبادل حرارت بين دستگاهها و محيط اطراف كند تر مي گردد كه بايستي اين موارد در طراحي سيستم هاي عايقي خارجي و همچنين تعادل و پايداري حرارتي در نظر گرفته شود . فرمول تجربي زير ضريب تصحيح ولتاژ شكست هوا و يا بعبارت ديگر ضريب تصحيح سطوح عايقي خارجي دستگاهها را براي ارتفاع هاي 000 1 HS نشان مي دهد نشان مي دهد . K= فرمول فوق مويد اين مساله است كه براي هر 100 متر افزايش ارتفاع 1025% سطوح عايقي خارجي كاهش مي يابد . امروزه استانداردIEC اين در صد را براي هر صد متر در انتخاب سطوح عايقي و فواصل هوايي 1% يقين نموده است . در آزمايشات ولتاژ شكست هوا (اندازه گيري دامنه ولتاژ فشار قوي ) در فاصله بين دو گوي الكتريكي از فرمول تجربي K = 0. 386 كه در آن H : فشار هواي محيط بر حسب ميليمتر جيوه T : درجه حرارت محيط بر حسب درجه سانتيگراد K : ضريب تصحيع فرمول فوق بيانگر اين است كه خاصيت عايقي هوا علاوه بر فشار به درجه حرارت نيز بستگي دارد . 3-1 سرعت باد اصولاً باد بوسيله سرعت آن مشخص مي گرددو فشار زياد كه بوسيله انرژي جنبشي آن ايجاد مي گردد برابر است با V2 P = P P جرم مخصوص حجمي هوا كه در حرارت 15 درجه سانتيگراد و فشار 1 اتمسفر معادل 22/1 كيلو گرم بر متر مكعب مي باشد . به اين ترتيب فرمول محاسبه فشار باد بر حسب كيلو گرم نيرو بر متر مربع به شرح زير خواهد بود p= كه در آن v بر حسب متر در ثانيه مي باشد . معمولا ً سرعت باد در ارتفاعهاي مختلف متفاوت بوده و با توجه به ارتفاع متوسط پستها حداكثر سرعت باد در ارتفاع 10 اتر از سطح زمين تعيين و در محاسبات در نظر گرفته مي شوسسد براي ارتفاعات بيشتر از رابطه = v10 . ( ) 0.95 Vh استفاده مي شود . طبق مطالعه اي كه از آمارهاي هواشنتسي استخراج مي گردد در اكثر نقاط ايران حداكثرسرعت باد كوتاه مدت 40 متر در ثانيه و نقاط خليج فارس و استان خوزستان به حداكثر 45 متر در ثانيه ممكن است برسد . در نظر گرفتن نيروهاي ناشي از باد روي تجهيزات : براي هر برج يا تجهيزات و پايه هاي مورد استفاده در پست نيروهاي تاشي از باد از فرمول زير استفاده مي شود . Q = 0. 625 V . C. A كه در آن Q : نيروي ايجاد شده توسط باد به نيوتن V : سرعت باد بد حسب متر در ثانيه A : سطح موثر دستگاه بر حسب متر مربع C : ضريب مربوط به شكل دستگاهها و جهت باد كه براي دستگاههاي با اعضاي تخت 106 تا 2 و براي اعضاي با مقطع گرد ، بين 7% تا 5/1 متغير مي باشد . براي محاسبه نيروي وارده توسط باد به سيستم هاي هوايي از رابطه زير استفاده مي شود Q = 0. 625 V . C. D. R. SIN D : قطر هادي به متر C : 1 براي هاديهاي با قطر بيشتر از 15 ميليمتر R : ضريب كاهش اثر باد بخاطر اينكه تند باد تمام طول اسپن را نمي پوشاند . 1 =R اگر طول اسپن كمتر از 100 متر ، R = 0.6 طول اسپن بزرگتر از 300 متر و براي اسپنهاي بين 100 و 300 از طريق انتر پلاسيون خطي بين دو مقدار مزبور ، مقدار R محاسبه مي گردد زاويه بين جهت وزش باد و سيم هوايي 4-1- زلزله زلزله از عوامل ديگر محيطي است كه در طراحي پستها نقش مهمي دارد . تجهيزات و پايه هاي آنها بايستي به نحوي طراحي گردند كه موقع بروز زلزله بتواند نيروهاي وارده را تحمل نموده و ضمناً ارتعاشات آنها را در حد معقولي كنترل گردد و در محاسبات فونداسيونها و نحوه فيكس نمودن تجهيزات روي فونداسيون ها مقدار زلزاه در نظر گرفته كي شود وعمولاً شدت زلزله در محيط پست بصورت ضريبي از شتاب ثقل در نظر گرفته مي شود . 5-1 مقدار يخ بندان در طراحي پستها و بخصوص براي تجهيزات بيروني OUT DOOR بايستي مقدار يخ ايجاد شده در زمستان بر روي تجهيزات و وسايل و همچنين اطراف سيمها هاديها و شينه ها در نظر گرفته شده و نوع دستگاهاي و همچنين استقامت مكانيكي تجهيزات و پايه ها و اتصالات به نحوي انتخاب گردد كه از اين نظر مناسب باشد . مقدار برروي سيم ها يكي از پرامترهاي مهم درمحاسبه و طراحي استقامت مكانيكي پايه ها و محاسبات كششي در سيمها مي باشد . علاوه براي آن عملكرد بدون اشكال و به موقع تجهيزاتي مانند سكسيونرها و كليدها در شرايط وجود يخبندان در قسمتهاي متحرك دستگاهها از اهميت خاصي برخوردار مي باشد . بر اساس مطالعات انجام شده در ايران ضخامت يخ 2 سانتيمتر و در هر دو حالت ( تند باد و يا بدون باد ) با چگالي وزن 9 / 0 گرم بر سانتيمتر مكعب در نظر گرفته مي شود . 6-1- مقدار آلودگي هوا مقدار آلودگي هوا كه شامل گردو غبار املاح در هوا و دود كارخانجات به همراه رطوبت سنج هوا مي باشد . در تعيين سطح ايزولاسيون خارجي دستگاهها و شكل ابهاد مقره ها داراي اهميت مي باشد . استانداردهاي بين المللي براي تنوع زدائي در طراحي تجهيزات براي آلودگي هاي مختلف محيط را از نظر آلودگي به چند دسته محدود تقسيم مي كنند از جمله در استاندا رد IEC – 71- 2 آلودگي هوا به چهار دسته تقسيم بندي مي شود و طول فاصله خزش به ازاي KV 1 ولتاژ نامي به شرح زير است 1- محيط با آلودگي كم مقدار mm 16 به ازاي KV 1 ولتاژ نامي 2- محيط با آلودگي متوسط مقدار mm 20 به ازاي KV 1 ولتاژ نامي 3- محيط با آلودگي زياد مقدار mm 25 به ازاي KV 1 ولتاژ نامي 4- محيط با آلودگي خيلي زياد مقدار mm 31 به ازاي KV 1 ولتاژ نامي 7-1- مقدار باران و ميزان رطوبت هوا مقدار باران و ميزان رطوبت هوا در تعيين فاصله خزندگي و سطوح حفاظت شده مقره ها و همچنين ازتفاع مقره ها و فواصل هوائي موثر مي باشد . مقدار باران نيز در نقاط مختلف متناوب بوده كه در استاندارد هاي بين المللي يك حد مشخصي براي آزمايش دستگاهها در شرايط باراني و براي مدت مشخصي در نظر گرفته مي شود كه طبق استاندارد IEC شدت باران معادل 1 تا 5/1 ميليمتر در دقيقه و براي آزمايش ئور مدت يك دقيقه در نظر گرفته مي شود . در استاندارد آمريكايي ANSI شدت باران 5 ميليمتر در دقيقه و مدت آزمايش 10 ثانيه در نظر گرفته مي شود . 8-1- تعداد روزهاي رعد و برق دار تعداد روزهايي كه در سال كه احتمال دعد و برق از حد كشخص بيشتر مي باشد را سطح كرونيك مي گويند – اين پارامتر در محاسبات سيستم هاي حفاظت از صاعقه مستقيم در پستها نقش دارد . 2-اطلاعات الكتريكي اين اطلاعات در حدي كه بوسيله طراح سيستم و يا مطالعات فاز 1 محاسبه و يا پيش بيني گرديده بايستي جمع آوري و مورد استفاده قرار گيرد . لازم به توضيح است كه در موارد خاص ممكن است در مرحله طرح پست نياز به اطلاعات سيستمي باشد كه قبلاً مورد مطالعه و پيش بيني و يا محاسبه قرار نگرفته در چنين صورتي مي بايستي مطالعات مزبور به هر شكل ممكن انجام گرفته و اطلاعات مورد نظر جمع آوري و مورد استفاده قرار گيرد . 1-2- ولتاژ نامي انتخاب ولتاژ نامي سوئيچگيرها كه عيناً معادل ولتاژهاي پست در مرحله طرح سيستم انجام گرفته و به طور كلي با پارامترهاي مختلفي از قبيل موقعيت پست در شبكه مقدار قدرت قابل تبديل جهت انتقال و يا توزيع – فاصله انتقال و يا شعاع منطقه توزيع افت ولتاژ مجاز دانسيته توزيع بار و بيماري از شرايط ديگر بستگي دارد. آنچه بايد بدان اشاره كرد اين است كه ولتاژهاي نامي طبق استاندارد ؟؟ در محدوده هاي مختلفي استاندارد گر ديده است . و در واقع در هر كشور كه از شبكه سراسري برخوردار مي باشد. ولتاژ نامي مشخصي وجوددارد . درايران ولتاژهاي نامي انتخاب شده استاندارد بر حسب ولت به شرح زير مي باشد.: 400KV 230KV 132KV 63KV 20KV 220/380 V ولتاژ نامي 420KV 245KV 145KV 72.5KV 24KV ولتاژ حداكثر 2-2 – ولتاژ حداكثر تجهيزات UM اين ولتاژ ها معمولاً طبق استانداردIEC متناسب با ولتاژ نامي انتخاب شده بنابراين براي هر ولتاژ نامي انتخاب شده مقدار مربوطه از استاندارد ،IEC، انتخاب مي گردد. وهمانطور مي دانيم عايق تجهيزات بر اساس اين ولتاژ طراحي مي گردد. به نحوي كه به طور دائمي بتواند اين ولتاژ را تحمل نمايد . 3-2- جريان نامي RATED CURRENT جريان نامي يك دستگاه به طور كلي عبارت است از جريان مؤثري است كه از يك دستگاه به طور مداوم مي تواند تحت شرايط كار مشخص شده براي آن دستگاه عبور نمايد. در يك پست فشار قوي معمولاً سعي مي شود در صورتيكه كه از نظر اقتصادي قابل توجيه باشد تجهيزات را با جريان نامي مشابه انتخاب نموده . زيرا اين كار باعث مي گردد تا تجهيزات يكنواخت شده و نياز به لوازم يدكي كمتر شود. 4-2- جريان اتصال كوتاه : تجهيزات پستها علاوه بر اينكه در شرايط عادي جريانهايي كه حداكثر معادل جريان نامي آنها خواهد بود را از خود عبور مي دهند. در شرايط غير عادي مي بايستي بتواند جريانهاي بسيار زيادي كه در اثر خطاهاي مختلف در سيستم پيش مي آيد از خود عبور دهند. لذا تجهيزات مي بايستي فقط براي مدت كوتاهي جريانهاي اتصال كوتاه را تحمل نمايند. بنابراين در طراحي پستها مي بايستي مطالعات اتصال كوتاه در سيستم انجام گرفته و حداكثر جريانهاي اتصال كوتاه را در نقاط مختلف پست تعيين نمود. معمولاً سطوح اتصال كوتاه تجهيزات از مقادير استاندارد به نحوي انتخاب مي گردد كه بيشتر از سطوح محاسبه شده و نزديك به آنها باشد . 5-2- فركانس نامي مقادير استاندارد شده فركانس در استاندارد 50 و 60 هرتز مي باشد و دنيا نيز از اين دو فركانس طبيعت مي نمايند. كار اكثر تجهيزات ساخته شده وابستگي به فركانس سيستم نداشته و عمدتاً در هر دو فركانس كار مي نمايند ولي بعضي از تجهيزات مثلاً ترانسفورماتورهاي قدرت مي توانند بر اساس يك فركانس مشخص طرح و ساخته شوند. لذا در هنگام سفارش تجهيزات پست بايد فركانس سيستم مشخص گردد. 6-2- سيستم اتصال فازها و گروه برداري اصولاً توليد و انتقال انرژي در شبكه به صورت سه فاز انجام مي گيرد و پستهاي فشار قوي به صورت سه فاز ساخته مي شوند. جهت سهولت در تشخيص فازها از يكديگر معمولاً فازها در طرح يك پست نام گذاري مي شوند. در سيستم ايران كد گذاري مختلفي متداول مي باشد كه عبارتند از : (0,4,8) (U,V,W) (R,Y,B) (A,B,C) (R,S,T) C B A ولي از نظر استاندارد IEC كد گذاري (U.V.W) براي ترانسفورماتورهاي قدرت توصيه شده و از نظر كل سيستم و به خصوص در نقشه ها و دياگرام هاي حفاظتي كد گذاري عددي (0.4.8) مناسب تر بوده . ترتيب نام گذاري فازها روي باس بارها و فيدرها ( در مورد پستهاي معمولي ) استاندارد به خصوص در كشور ما نداشته ولي عموماً سعي مي شود به ترتيب از شمال به جنوب ويا غرب به شرق نام گذاري انجام گيرد. A C N E B عدد برداري در واقع مصرف ميزان اختلاف فاز در فازهاي هم نام دو شبكه با ولتاژهاي مختلف نسبت به يكديگر مي باشد و از آنجائيكه در شبكه هاي به هم پيوسته بايستي شرط موازي كردن يا اتصال دو قسمت مختلف از شبكه به هم همواره برقرار باشد. در انتخاب گروه برداري ترانسفورماتورهاي يك پست بايستي وقت كافي به عمل آيد. لذا رابطه برداري بين شبكه هايي كه به پست مزبور متصل مي گردند بايستي تعيين و در انتخاب گروه برداري ترانسفورماتورها مورد استفاده قرار گيرند. 7-2- اضافه ولتاژهاي موقت و گذرا تجهيزات پست علاوه بر اينكه به طور دائم بايستي ولتاژهاي نامي و ولتاژهاي حداكثر كار را تحمل نمايند بايستي بتوانند اضافه ولتاژهايي را كه در سيستم به وجود مي آيند نيز براي مدت مشخصي تحمل نمايند لذا در طراحي تجهيزات مي بايستي سطوح عايقي INSULATION آنها را تعيين نموده و براي اين كار بايستي يك هماهنگي عايقي براساس اضافه ولتاژهاي قابل پيش بيني در سيستم و وسايل حفاظتي به كار گرفته شده انجام داد. اما آنچه مسلم بايستي اضافه ولتاژهاي قابل پيش بيني در سيستم از قبيل اضافه ولتاژهاي ناشي از رعدوبرق و كليد زني و همچنين اضافه ولتاژهاي موقت مورد محاسبه و پيش بيني قرار گرفته و بر اساس آن سطوح عايقي تجهيزات را انتخاب نمود. فصل دوم : انتخاب شينه بندي در پست - انواع شينه بندي - اصول انتخاب شينه بندي انواع شينه بندي : پيش از پرداختن به انواع شينه بندي در پستها ابتدا مختصري درباره شينها صحبت خواهيم كرد . وظيفه شين ها : در پستهاي فشار قوي شين ها دريافت انرژي و واگذاري آن را به طور همزمان به عهده دارند . جنس شين ها ك شينها مي توانند از جنس مس يا آلومينيوم باشند . ولي براي تعيين برتري يكي از اين فلزها به جدول زير مراجعه مي نماييم . آلومينيوم AL مس CU 2.7 8.9 35 56 قابليت هدايت الكتريكي در20 0.55 0.92 قابليت حرارتي 0.024 0.017 ضريب انبساط طولي ظاهراً طبق جدول فوق بايد از مس استفاده شود ولي به خاطر اينكه وزن مخصوص آلومينيوم خيلي كمتر از مس مي باشد آلومينيوم با حجم دو برابر استفاده مي شود بنابراين علاوه به اينكه وزن اين حجم دو برابر شده هنوز كمتر از وزن مس با حجم اوليه مي باشد . قابليت هدايت الكتريكي وگرمايي آن نيز از مس بهتر مي شود و فقط ضريب انبساط طولي آن براي ما مشكل ساز مي شود . براي رفع اين عيب شين ها را در روي پايه ها مهار نمي كنند و از پايه هايي به شكل U استفاده مي شود تا شين ها به راحتي بتوانند تغيير طول دهند و فقط براي مهار اين شين ها آنها را از يك طرف به وسيله يك طناب آلومينيومي به يك پايه و يا ديوار متصل مي كنند ( شكل 1-2 ) امروزه به جاي اين كار از كلمپهاي مخصوص براي مهار شين لوله اي استفاده مي شود كه مشكل افزايش طول آنها را هم حل مي نمايد . بدين گونه كه يك سمت شين ها به وسيله كلمپ هاي ثابت روي پايه ( مقره هاي اتكايي ) ثابت مي شود . در سمت ديگر شين ها از نوعي كلمپ استفاده مي شود كه تقريباً خاصيت فنري محدودي دارد و با افزايش طول شين در اثر گرما قسمت صفحه اي آن خاصيت فنري دارد جمع مي شود و مانع از خم شدن شين مي شود . به طور كلي در تمام پستهاي فشار قوي از شين هاي آلومينيومي استفاده مي شود و شين ها به صورت لوله تو خالي ساخته مي شوند . انواع شينه بندي ها : انواع بسيار زيادي از سيستم هاي شينه بندي در پستها وجود دارند و تنوع در اين سيستمها در گرو عوامل زير مي باشد : 1- ولتاژ و ظرفيت پست كه عاملي تعيين كننده است چرا كه در ولتاژهاي زياد به شينه هاي خاص خود نياز دارد و همچنين اگر ظرفيت يك پست زياد باشد بنابراين فيدرهاي زياد و شينه بندي خاصي را مي طلبد . 2- اطمينان در برق رساني دائمي روي سيستم شينه بندي مؤثر مي باشد . چرا كه جهت عدم قطع برق به شينه هاي بيشتري نيازمند مي باشيم . 3- انعطاف در تعمير و توسعه پست باعث مي شود تا در انتخاب نوع شينه بندي تامل نمائيم . 4- قيمت و پارامتر هاي اقتصادي عاملي است در انتخاب نوع شينه بندي 5- امكانات موجود از نظر جا و تجهيزات و غيره هم در اين انتخاب بي تاثير نمي باشد . 6- جاي پست كه در شبكه در انتخاب شينه ها موثر است . به طور كلي در شينه بندي هر پست ما به دنبال سه هدف مهم هستيم كه عبارتند از : 1- عدم قطع برق ( در هنگام تعميرات يا سرويس ) 2- عدم قطع برق با كمترين قيمت ( تجهيزات كمتر ) 3- ارائه و اجراي طرح در كمترين زمان و به شكل زيبا 4- تمام عوامل فوق باعث ايجاد چندگانگي در سيستم هاي شينه بندي و انتخاب نوع فيدرها شده كه به ذكر نمونه هايي از آنها خواهيم پرداخت : 1- سيستم شينه بندي ساده همانگونه كه از نام آن پيداست و همانگونه كه مشاهده مي شود سيستم پيچيده اي نيست . در زير به برخي از مزايا و معايب آن خواهيم پرداخت . مزايا : 1- ارزان مي باشد . 2- يكي از مزاياي اين سيستم سادگي آن مي باشد . 3- تجهيزات بكار رفته در اين سيستم كم مي باشد . معايب : 1- قطع برق در موقع اتصال كوتاه در شينه ها 2- امكان تعميرات با وجود برق نيست . 3- امكان توسعه با حفظ برق نيست . 4- امكان تميز كردن ايزولاتورها با وجود برق نيست . بيشترين كاربرد اين سيستم در ولتاژهاي 20KV مي باشد و تا 63KV نيز استفاده مي شود و اگر پست از اهميت كمي برخوردار باشد تا 230 KV نيز استفاده مي شود . 2- شينه بندي ساده با اضافه كردن ( B.S. ) مزايا : 1- قطع برق را در هنگام اتصالي كم مي كند . 2- در هنگام توسعه و يا تميز كردن ايزولاتور ها و يا تعميرات فقط برق نيمي از پست قطـــــع مي شود و نيم ديگر پست همواره داراي برق مي باشد . 3- شينه بندي U شكل مزايا : در پستهايي كه تعداد فيدرهايشان زياد است به خصوص آنهائيكه فيدرهايشان از نوع دوبل هستند براي حفظ سادگي و نظم در پست و همچنين صرفه جوئي در جا شينه بندي ساده به شكل U طرح مي شود . خطوط دوبل : در بعضي از خطها براي اينكه ضريب اطمينان بالا رود و همچنين تلفات خطوط كمتر شود از خطوط دوبل استفاده مي شود . اين خطوط توسط فيدرهاي دوبل به شينه ها متصل مي شوند و طرز اتصال آنها بدين صورت مي باشد كه يك T و S و R از يك طرف شين گرفته و T و S و R دوبل از طرف ديگر ( S.B ) گرفته مي شود . 4- سيستم شينه بندي اصلي و انتقالي در اين سيستم تمامي كليدها بدون قطع برق قابل تعمير بوده و كليد كوپلاژ ( C.B ) مي تواند جاي هر كليد را بگيرد . مثلاً اگر ديژكتور A نياز به تعمير داشته باشد به ترتيب زير عمل مي كنيم . حين انجام اين عمل بايد در نر داشت كه سكسيونرها فقط موقعي كه ولتاژ دو سرشان برابر ياشد مي توانند قطع و وصل شوند . ابتدا سكسيونرهاي 1 و 2 و سپس ديژنگتور 3 را وصل مي كنيم بعد از اين اعمال شين انتقالي ما با شين اصلي موازي شده و برقرار مي شود آنگاه سكسيونر 4 را وصل كرده و ديژنگور 5 را قطع مي كنيم و بعد از آن مي توان سكسيونرهاي 6 و 7 را قطع نمود . بعد از تعميرات مي توان درست عكس حالت فوق عمل كرد و از شماره 7 به 1 كليدها را عكس حالت قبل وصل و يا قطع نمود . بدين ترتيب همه كليدها از جمله B.C و B.S قابل تعمير هستند . در اين سيستم كليد B.S براي عدم قطعي برق در فيدرها در موقع اتصالي يكي از فيدرها مي باشد . در اين سيستم توسعه پست هم ا حدودي امكان پذير مي باشد . از معايب اين سيستم اين است كه كليدهاي فقط در هنگام بي باري و يكي يكي قابل تعمير هستند. همچنين در اين سيستم تعدادي سكسيونر و يك كليد كوپلاژ اضافه شده است . نقش كليد ( B.C ) در اين بدين گونه است كه ضمن برقراري ارتباط بين دو شين جانشين ديژنگتوري مي شود كه قرار است تعمير شود . 5- سيستم شينه بندي دوبل در اين سيستم هر دو شين اصلي مي باشند ولي در بيشتر مواقع يكي از شين ها برقرار است و شين ديگر به عنوان رزرو استفاده مي شود . محاسن : 1- امكان تعمير بدون قطع برق 2- امكان تميز كردن 3- امكان توسعه 4- در اين سيستم با استفاده از شينه دوبل امكان رفع اتصالي بدون قطع برق وجود دارد . معايب : در اين سيستم هم تعمير كليد مولدها در كم باري و با قطع برق آنها ممكن است همچنين تعداد سكسيونرها بيشتر شده است . همچنين قيمت اين نوع شينه بندي نيز زياد مي باشد . با وجود اين معايب اين سيستم از متداولترين نوع شينه بندي ها مي باشد كه در پستهاي مهم با تعداد فيدرهاي زياد از آن استفاده مي شود . 6- سيستم شينه بندي دوبل با صرفه جويي سكسيونر در اين سيستم به جاي استفاده از 4 سكسيونر در فيدرها از 3 سكسيونر استفاده شده است . در سيستم فوق و فني شين ( S ) برقرار است . چگونگي تغذيه شين ( II ) و قطع شين (I ) به اين گونه است كه ابتدا سكسيونر 1 و 2 و بعد ديژنگتور 3 را وصل مي كنيم بعد سكسيونرهاي 4 و 5 را بسته و سكسيونرهاي 6 و 7 را قطع مي كنيم . 7- سيستم شينه بندي دوبل با صرفه جويي در سكسيونر و استفاده از شين كمكي در سيستم شينه بندي دوبل مي توان از يك شين كمكي جهت تعمير ديژنگتورهاي فيدرهاي خروجي سود برد تا در موقع تعميرات برق قطع نشود بصورتيكه در موقع خرابي يكي از ديژنگتورها برق از شينهاي I و II مي تواند به شين كمكي رفته و از انجا به فيدر خروجي ديژكتور مذكور انتقال يابد و ديژنگتور از مدار خارج شود و در اين صورت كليد كوپلاژ حفاظت فيدر را برقرار مي كند . در اين سيستم از روش صرفه جويي در سكسيونر هم استفاده شده است كه قبلاً در اين مورد توضيحات لازم داده شده است . 8- سيستم شينه بندي سه تايي در نيروگاه هاي خيلي بزرگ به علت وجود فيدرهاي زياد و پر قدرت ممكن است از سه شين براي هر فاز استفاده شود . در اين حالت ساده ترين روش كوپلاژ اين شين ها به صورت شكل زير مي باشد . 9- سيستم شينه بندي حلقوي در سيستم شينه بندي حلقوي تعداد فيدرها نمي توانند از تعداد محدودي كه معمولاً بيش از 8 فيدر نيست بيشتر گردد . زيرا كه هر قسمت از اين سيستم و تجهيزات مربوط به آن مانند كليدهاي قدرت و C.T و P.T مي بايست . به اندازه ظرفيت تمامي فيدرها قدرت داشته باشند . نتيجتاً با توجه به ظرفيت محدود فيدرها همچنين ملاحظات اقتصادي سيستم Ring غير قابل گسترش مي باشد . همانگونه كه در شكل (2-10) نشان داده شده است در سيتم Ring اگر در يكي از فيدرها اتصالي بوجود آيد بلافاصله دو ديژنگتور طرفين قطع مي شود و سيستم Ring به هم مي خورد در اين حالت بايد سريعاً سكسيونر بار را قطع كرده و مجدداً سكسيونرها و ديژنكتورهاي سيستم با وصل نمود . اين سيستم فقط در مواقعي كه فيدرهايمان تعداشان كمتر از 8 تا باشند مي تواند اقتصادي و علمي باشد در غير اين صورت از اين سيستم استفاده نمي شود همچنين مي توان هر ديژنگتور را براي تعمير با سرويس قطع نمود بدون اينكه برق فيدرها قطع شود . از معايب اين سيستمهم همانگونه كه گفته شد غير قابل توسعه بودن آن مي باشد و اين دليل مهمي است براي اينكه اين سيستم كاربرد زيادي نداشته باشد . 10- سيستم دو كليدي در اين سيستم ممكن است هر دو شين در آن واحد برقرار باشند و به ازاء هر فيدر دو ديژنگتور و چهار سكسيونر دارد . از مزاياي آن سادگي قطع و وصل كليدها مي باشد . بنابراين سرعت عمل زيادي خواهد داشت همچنين تمام كليدها منجمله كليد مولد به راحتي تعمير و سرويس مي شود و امكان توسعه هم دارد ولي به علت اقتصادي نبودن كاربرد زيادي ندارد . 11- سيستم سه كليدي اين سيستم يك سيستم كاملاً اقتصادي مي باشد . چون به ازاء هر چهار فيدر از دو سكسيونر و سه ديژنگتور استفاده كرده است . اين سيستم در كشور ما كاربرد ندارد و در كشور انگلستان بسيار متداول مي باشد . اين روش داراي معايب بسيار زيادي مي باشد چون قطع برق در آن مي باشد . در هنگام اتصالي در شين ها قطع برق صد در صد مي باشد در موقع تعمير و تميز كردن كليدها برق بايد قطع شود تنها مزيت آن اقتصادي بودن آن است . 12- سيستم شينه بندي 5/1 كليدي اين سيستم يكي از كاملترين سيستم هاي شينه بندي مي باشد چون كه از نظر اقتصادي قابل قبول مي باشد . در اين سيستم هر دو شين همواره برقدار بوده و زير بار مي باشند . رنگ آميزي شين ها : از آنجائيكه تشعشعات حرارتي شين هاي رنگ شده نسبت به شين هاي رنگ نشده بيشتر مي باشد در نتيجه بازدهي شين ها توسط رنگ آميزي تا حدودي افزايش مي يابد . به طوريكه ( 0.8-0.9 ) = I شين رنگ نشده از طرفي با رنگ آميزي نمودن مي توان فازهاي مختلف را مشخص نمود . فاز T : بنفش فاز R : زرد فاز P : قرمز فاز S : سبز نول MP : سفيد با استفاده از رنگ حرارتي مي توان درجه حرارت شين را كنترل نمود . اين رنگها در اثر تغيير درجه حرارت تغيير رنگ مي دهند و آنها را معمولاً در نقاط اتصال شين ها كه به علت قابليت هدايت كمتر زودتر از نقاط ديگر گرم مي شوند مي مالند . محاسبات مربوط به شين ها : الف – طرف اوليه 230KV ابتدا جريان هردو ترنس ( 12 خروجي ) را با در نظر گرفتن 20 % اضافه بار محاسبه مي كنيم . I= مطابق استاندارد ب – طرف ثانويه 63KV همانند طرف اوليه به محاسبه جريانهاي هر دو ترانس ( 12 خروجي ) در ثانويه مي پردازيم : كد طبق استاندارد اصول انتخاب شينه بندي مخاطب با توجه به شناخت شينه بنديهاي مختلف و بررسي مزايا و معايب آنها و آشنايي با كاربرد و هر يك اينك به شرح اصولي كه در انتخاب شينه بندي مناسب براي يك سوئيچگير مشخص لازم است به آنها توجه شود مي پردازيم ولي قبل از آن لازم است ذكر اين نكته فراموش نگردد كه در يك پست مشخص سوئيچگيرهاي مختلف مي توانند داراي شينه بنديهاي متفاوتي باشند و هيچ دليلي براي يكسان بودن سوئيچگيرهاي مختلف ديده نمي شود . زيرا خصوصيات سوئيچگيرهاي مختلف در يك پست از نظر تعداد مدارهاي به قابليت اطمينان نوع بارهايي كه تغذيه مي نمايند متفاوت مي باشد . اما آنچه مسلم است به دليل محدوديتهايي كه طرح فيزيكي شينه بندي وجود مي آورد بطور كلي ارجع است كه شينه بندي تمام فيدرها در يك سوئيچگير مشخص يكسان بوده و حداكثر تفاوت فيدرها در تجهيز به سكسيونر بايپاس By pass و يا عدم آن باشد . بنابراين در حاليكه امكان هماهنگي طرح فيزيكي استقرار تجهيزات در شينه بنديهاي مختلف غير عملي و غير اقتصادي باشد حتي الامكان از دوگانگي شينه بنديها در مدارهاي مختلف سوئيچگير جلوگيري مي گردد : به هر حال مانند هر طراحي بهينه كه مي بايستي تابع هدف ها و با معيارهاي بهينه سازي مشخص باشند . در انتخاب شينه بندي مناسب و بهينه بايستي سه اصل زير مورد توجه قرار گيرند : 1- قابليت اطمينان مورد نظر 2- نحوه استقرار فيزيكي تجهيزات 3- هزينه و مسائل اقتصادي قابليت اطمينان ابتدا مي بايستي حداقل قابليت اطمينان مورد نظر را در مورد يك سوئيچگير و يا مدارهاي مختلف آن انتخاب كرده و سپس با اطلاع از احتمال خطاهاي مختلف Failure Rates قابليت اطمينان شينه بنديهاي مختلفي را كه با توجه به محدوديتهاي احتمالي از نظر استقرار فيزيكي مناسب به نظر مي رسند محاسبه نمود تا آنگاه با توجه به عواملي از قبيل هزينه و شاخص هاي مختلف قابليت اطمينان طرح مناسب و بهينه را انتخاب نمود . قابليت اطمينان مورد نظر را بايستي با توجه به موارد زير انتخاب نمود : 1- ولتاژ و ظرفيت سوئيچگير 2- تداوم مورد نياز در تامين بار فيدرهاي مختلف 3- تداوم مورد نياز در ارتباط فيدرهاي مختلف از نظر به هم پيوستگي شبكه و همچنين پايداري شبكه 4- قابليت انعطاف مورد نظر در بهره برداري 5- قابليت انعطاف مورد نظر در تعمير و يا توسعه 6- موقعيت سوئيچگير در شبكه 7- قيمت و پارامترهاي اقتصادي نحوه استقرار فيزيكي تجهيزات شينه بنديهاي مختلفي كه مورد بررسي قرار مي گيرند هر يك از نظر استقرار فيزيكي تجهيزات طرح هاي خاص به خود را دارند و لذا از نظر فضايي كه با تعداد مشخصي مدار اشغال مي نمايند متفاوت خواهند بود . به هر حال مي بايستي در انتخاب شينه بندي به محدوديتهاي موجود از نظر محل پست از قبيل كمبود زمين – گراني زمين و هزينه هاي لازم جهت تسطيح و .. توجه نمود . هزينه در انتخاب يك شينه بندي مناسب مي بايستي به هزينه نيز به عنوان يك عامل تعيين كننده توجه نمود . در مقايسه شينه بنديها ديديم كه هر يك اولاً از نظر استفاده از تجهيزات مختلف از قبيل كليد – سكسونر – ترانسفورماتور جريان و شين – اسكلت فلزي و غيره با ديگري متفاوت بوده ثانياً از نظر سيستم حفاظت و كنترل نيز متفاوتند و ثالثاً از نظر فضاي لازم و نياز به فونداسيونهايي كه به خود اختصاص مي دهند نيز متفاوت مي باشند . كه همه اين عوامل هزينه زا بوده و مي بايستي مورد توجه قرار گيرند . فصل سوم : دياگرام تك خطي - كليات - اصول كلي در تهيه دياگرام تك خطي دياگرام تك خطي SINGLE LINE DIAGRAM كليات : دياگرام تك خطي نقشه اي است كه به صورت تك خطي ( تك فاز ) و با استفاده از علائم مشخص و يا استاندارد تمامي تجهيزات الكتريكي در مدار اوليه PRIMARY CIRCUIT و نحوه ارتباط أنها به يكديگر و همچنين ارتباط فيدر هاي مختلف به شينه ها و نحوه شينه بندي را نشان مي دهد . مي توان گفت كه نقطه شروع واقعي در طراحي يك پست از مطالعات اوليه تهيه نقشه مزبور يك شماي كلي را از پست به تصوير مي كشد مي باشد . قبل از تهيه نقشه طراح پست مطالعاتي كه اهم آنها به شرح زير است انجام مي دهد . 1- تعداد و نوع فيدرهاي مختلف 2- نوع شينه بندي در سوئيچگيرهاي مختلف 3- تعداد و مشخصات و سيستم جبران توان راكتيو 4- تعداد ترانسفورماتورهاي قدرت – سطوح ولتاژ و ظرفيت آنها 5- نحوه زمين شدن نوترال ها 6- محدوديتهاي احتمالي از نقطه نظر استقرار فيزيكي تجهيزات 7- وضعيت توسعه هاي احتمالي پست بطور كلي در پستهاي فشار قوي نقشه هاي الكتريكي با عناوين مختلفي از قبيل دياگرام تك خطي – دياگرام شماتيكي – دياگرام سيم كشي كه هر يك منظورهاي خاصي را بر آورد مي نمايد وجود دارد . با اين نقشه ها مي بايستي نقشه هاي فيزيكي مختلف از قبيل : (PLAN & SECTION)-(OUT LINE)-(LAY OUT) و غيره را نيز اضافه نمود . اصول كلي در تهيه دياگرام تك خطي 1- در تهيه اين دياگرامها براي نمايش تجهيزات از علائم استاندارد بين المللي استفاده شود و يا در غير اين صورت در جاي مناسبي از نقشه علائم بكار رفته معرفي شده و يا نام اختصاري آنها روي حداقل يك نمونه از آنها نوشته شود . 2- حتي الامكان مشخصات مختصري از تجهيزات بكار برده شده ( ظرفيت – ولتاژ – نسبت تبديل نحوه اتصال – جريان نامي و يا سطح اتصال كوتاه ) روي حداقل يك نمونه از تجهيزات مشابه درج كرد . 3- فيدرهاي مشابه به صورت كامل و براساس علائم كشيده شود و از علائم اختصاري براي نمايش فيدرهاي مشابه و تعداد آنها استفاده نگردد . اما درج مشخصات و يا نام اختصاري تجهيزات فقط روي يك فيدر از مجموعه فيدرهاي مشابه كافي مي باشد . 4- قسمتهايي از پست كه در آينده توسعه پيش بيني مي گردند به صورت خط چين اما بطور كامل كشيده شوند و در جايي از نقشه منظور فوق معرفي گردد . 5- ارتباط هر يك از فيدرهاي خروجي به پست هاي همجوار با ذكر نام پست و يا محل مربوطه قيد گردد . ضمناً نوع فيدرهاي خروجي ( خط هوائي يا كابل زير زميني ) نيز استفاده از علائم استاندارد و يا ذكر نام اختصاري ضروري است . 6- حتي الامكان ديافراگم تك خطي كامل پست به نحويكه سوئيچگير هاي مختلف و فيدرهاي مربوطه و نحوه ارتباط أنها با يكديگر روي يك نقشه باشد تهيه شود اما در صورت پيچيدگي و زياد بودن تعداد فيدرها و يا سوئيچگيرها مي توان هر سوئيچگير و فيدرهاي مربوطه را روي يك نقشه نمايـش داد ولي در اين صورت بايد در جاي مناسبي از نقشه ارتباط آن به ساير نقشه ها مشخص گردد . 7- كليه نقشه هاي پست از جمله نقشه هاي تك خطي كه در مرحله طراحي تهيه مي گردند بايستي در مرحله ساخت تجهيزات ونصب پست به صورت نقشه هاي اجرائي پس از عمليات نصب و شروع بهره برداري بايستي به صورت نقشه هاي موسوم به AS-BUILT تبديل گردند كه طبق توصيه بعضي از استانداردها از جمله DIN-40719 بايستي نمايانگر مشخصات بيشتري از قبيل سطح مقطع هاديها و يا علامت اختصاري معرف سطح مقطع نوع و شماره تيپ تجهيزات – نوع مكانيزم عمل كننده و .. باشد . فصل چهارم :آرايش فيزيكي تجهيزات LAY OUT - كليات - اصول طراحي فيزيكي تجهيزات - فواصل اساسي - هماهنگي عايقي آرايش فيزيكي تجهيزات Switchyard Lay out كلمات آرايش فيزيكي تجهيزات يا به عبارت مصطلح تر لي اوت ( Lay out ) يك پست عبارت است از شكل فيزيكي قرار گرفتن تجهيزات يك پست مطابق كار و يا الگوي تنظيم شده اي كه مقررات مشخص از نقطه نظرات مختلف بر آن حاكم باشد . هر دو سوئيچگير در پستهاي فشار توي معمولاً از تعدادي واحد مداري مشابه مقابل تفكيك تشكيل مي گردد كه به يك يا چند واحد مداري مزبور كه از نظر فيزيكي و فضاي اشغال شده قابل تفكيك را ساير قسمتها مي باشد يك بي مي گويند . بنابراين هر بي شامل بخشي از باس بار يا باس بارها – يك يا چند كليد – چند سكسونر و در صورت لزوم تعداد مشخصي از ساير تجهيزات مانند ترانسفورماتورهاي اندازه گيري – برقگير – تله موج و ... به عبارت كلي يك يا چند فيدر مي باشد . كلمه بي ( BAY ) بيشتر يك مفهوم فيزيكي است تا الكتريكي و عبارت ديگر بيانگر فضائي است كه تجهيزات مختلفي با آرايش خاص اشغال مي كنند . و در واقع بين ويژگي هاي مشتركي از قبيل شكل ظاهري – ابعاد و ... با ساير بي ها مي باشد .اصولي كه بايستي براساس معيارهاي خاصي بهينه باشد و اين موضوع در مورد طرح استقرار فيزيكي تجهيزات نيز صادق مي باشد و بايستي طرح پيشنهادي براساس اهداف زير به صورت بهينه طراحي گردد . الف – ابعاد پست به حداقل ممكن برسد . ب – حداقل تجهيزات جنبي از قبيل استراكچر – سيم – كلمپ – مقره و ... مصرف شود . ج – از تجهيزات جنبي يكنواخت ( با طرح مشابه ) استفاده شود و حتي المقدور از تجهيزات غير معمول و گران استفاده نگردد . د- حتي الامكان سادگي طرح ( عدم پيچيدگي ) رعايت گردد . 2- امكان دسترسي به تجهيزات جهت بازرسي – تعمير وجود داشته باشد و در صورت لزوم جاده ها و فضاهاي لازم به منظور جابجايي تجهيزات در نظر گرفته شود . 3- طرح مورد نظر متناسب با خصوصيات فني مورد نظر بوده و امكان توسعه هاي پيش بيني شده نيز مورد توجه قرار گيرد . 4- عبور و مرور پرسنل در تمامي قسمتهاي پست و عبور و مرور ماشين در قسمتهاي به خصوصي بدون هيچگونه خطري مقرر باشد . 5- موقعيت سوئيچگيرها به نحوي انتخاب شود كه خروج فيدرها در جهت مناسب صورت گرفته و حتي المقدور از طرح هايي كه تغيير جهت هاي هزينه زا در خارج از پست زا ضروري مي سازد اجتناب گردد . 6- موقعيت ترانسفورماتورهاي اصلي – ترانسفورماتورهاي زمين و تجهيزات جبران بار راكتيو به نحوي انتخاب گردد كه ضمن دسترسي سريع و ساده به آنها حتي المقدور از تجهيزات سوئيچگيرها فاصله داشته تا امكان سرايت آتش سوزي از تجهيزات مزبور به سوئيچگير ها و بالعكس مسير نبوده و يا در مواردي از ديوارهاي مانع آتش در حد فاصلي اين تجهيزات با سوئيچگيرها در طرح استقرار فيزيكي استفاده شود . 7- موقعيت ساختمان كنترل به نحوي انتخاب گردد تا اولاً اپراتورها از نظر ديد مستقيم مسلط به بيشترين تجهيزات مي كند در فضاي باز پست بوده و ضمناً طول كابلهاي كنترل- تغذيه و حفاظت به حداقل مي كند برسد و حتي المقدور اطاق كنترل زير قسمتهاي برق دار قرار نگيرد . 8- مسائل ايمني از قبيل فاصله كافي تجهيزات كناري از خيابانهاي جانبي و امكان حفاظت در مقابل عوامل خرابكاري در طرح مورد نظر در نظر گرفته شود . 9- جاده هاي ورودي به پست حتي الامكان با مسير مستقيم به جاده هاي اصلي پست قابل ارتباط باشد . 10- امكان ايجاد مسير كانالهاي كابل از اطاق كنترل به تمامي قسمتهاي تجهيزات و با طول حداقل ( استفاده از مسيرهاي مشترك ) مسير باشد . 11- اطاق نگهباني – ساختمان ديزل ژنراتور در محل مناسبي قرار گرفته تا امكان كنترل دقيق ورود و خروج پرسنل به پست مسير بوده و ضمناً سر و صداي ديزل ژنراتور در موقع كار مزاحم اپراتور ها نباشد . 12- حتي الامكان فضاي لازم به منظور پارك چند اتومبيل – ايجاد انبار – كارگاه و احياناً زمين ورزش ( در پستهاي دور افتاده ) در نظر گرفته شود . فواصل اساسي فاصله اي كه وضعيت قرار گرفتن تجهيزات و قسمتهاي برقدار را نسبت به هم و به زمين مشخص مي كند . 1- Earch clearance : ( E.C. ) عبارت است از فاصله بين قسمتهاي زنده يا تحت ولتاژ با زمين الكتريكي ( اسكلتهاي زمين شده – ديوارها – تورهاي سيمي و غيره ) 2- Phase clearance : ( P.C. ) عبارت است از فاصله بين قسمتهاي زنده فازهاي مختلف 3- Isolating Distance : ( I.D. ) عبارت است از فاصله بين ترمينالهاي يك سكسيونر يا فاصله اتصالات بين ترمينالهاي يك كليد 4- Ground clearance : ( G.C. ) كه عبارت است از فاصله عمودي بين پائين ترين نقطه هر ايزولاتور ( جايي كه مقره با قسمتهاي فلزي زمين شده قرار مي گيرد ) و سطح زمين ( يا سطح سكويي كه اپراتور مجاز به رفت و آمد روي آن باشد ) بديهي است ضرورت رعايت اين فاصله در پست ها است كه افراد مجاز به عبور و مرور عادي در مناطق تحت ولتاژ باشند . مقدار آن عبارت است از فاصله كه شخصي با دستهاي كشيده و به طرف بالا روي زمين يا سكوي مجاز بايستد در ناحيه اي كه فاصله آن از قسمتهاي برقدار كمتر از ( E.C ) باشد قرار نگيرد . اين مقدار طبق استانداردهاي مختلف از 2.25 متر تا 2.44 متر تعيين شده كه 2.5متر پيشنــهاد مي گردد . 5- Safty clearance : ( S.C. ) عبارت است از فاصله بين قسمتهاي زنده و حدود منطقه نگهداري يا تعمير لازم به توضيح است كه ناحيه كار ممكن است زمين يا سكويي باشد كه شخص مجاز به كاربر روي آن باشد . از فواصل اساسي فوق فقط G.C داراي مقدار ثابت و مشخص مي باشد و بقيه فواصل به حداكثر ولتاژهايي كه سيستم مي تواند در معرض آن قرار گيرد ( BIL ) بستگي داشته و براساس آنها و نيز ابعاد ظاهري تجهيزات مشخص مي گردد . فواصل هوايي عايق و ايمني LIWL=1550 LIWL=1425 LIWL=1300 4500 4300 4100 حداقل فاصله هوايي فاز – فاز دربي (mm) 4000 3600 3200 حداقل فاصله فاز – فاز درشيني هاي سخت(mm) 5000 4200 3800 حداقل فاصله فاز – فاز در شينهاي نرم ـ(mm ) 2500 2500 2500 فاصله بين زمين و حفره (منطقه ايمني ) (mm ) 5000 4750 4400 حداقل بين زميني و پائين ترين قسمت برقرار(فاصله ايمني ) (mm) 4280 4100 3800 حداقل فاصله افقي تانزديكترين قسمت برقرار(mm 3780 3520 3300 حداقل فاصله عمودي تا نزديكترين قسمت برقرار(mm ) 5000 4750 4400 حداقل فاصله سيم محافظ تا روي سيم برقرار (mm 10000 10000 10000 حداقل فاصله عمودي خطوط هوايي تا سطح جاده با تردد دائم (mm ) هماهنگي عايقي - سطح عايقي : Insulation Level هواي اتمسفر در فواصل هوائي فوق به عنوان عايق يادي الكتريك مي باشد . اين محيط دائماً در معرض ولتاژ با فركانس صنعتي و نيز در معرض ولتاژهاي ضربه اي گذرا ناشي از صاعقه و كليد زني مي باشد . شكست الكتريكي پديده ايست كه در اثر افزايش حداقل يكي از ولتاژهاي ياد شده فوق در فواصل هوائي مذكور يا در عايقبندي سيستم ايجاد مي گردد . از ميان موجهاي ياد شده فوق تعيين كننده در فواصل الكتريكي مذكور همان BIL مي باشد و آن عبارتست از مقاديري از ولتاژها كه باعث شكست الكتريكي عايق بندي سيستم مي گردد . شكل اين موج حسب زمان رسيدن به مقدار ماكزيمم و زمان لازم براي كاهش به نصب مقدار ماكزيمم شخص مي گردد براي موارد مختلف و در استانداردهاي مختلف زمان پيشاني معمولاً بين (1 تا 10 ميكروثانيه و زمان پشت موج بين 20 تا 200 ميكروثانيه مي باشد . مقاديري از آزمايشات مقاومت در مقابل ولتاژ ضربه اي كه توسطBIL بيان مي شوند مبني بر آزمايش موج ناشي از صاعقه بوده و داراي پيشاني موج sec 2/1 و زمان پشت موج s 50 مي باشد و معمولا به موج 50/2/1 موسوم است . هماهنگي عايقبندي : Insulation Coordination به منظور محدود كردن ولتاژهاي اعمال به تجهيزات نوعي هماهنگي عايقي بايستي بين آنها برقرار گردد اين هماهنگي Shielding و برقگيري Arrester انجام شده و طوري تنظيم مي شود كه ولتاژهاي اعمالي به تجهيزات تا حدود هشتاد درصد BIL محدود شوند . اين دو وسيله به دو روش متفاوت عمل مي كنند . Shielding : سيمهاي محافظ يا گارد كه از بالاي تجهيزات مي گذرند ولتاژهاي ضربه اي را مستقيماً دريافت كرده و به زمين منتقل مي نمايد و از اين طريق ولتاژ اعمالي به تجهيزات را تا حد زيادي محدود مي كند و در ارتباط با ولتاژهاي ضربه اي غير مستقيم نيز از طريق كوپلينگ امكان كاهش ولتاژ وجود دارد . برقگير Arresters : در عمل نقش اتصال كوتاه كردن ولتاژهاي ضربه اي مستقيم يا غير مستقيم را كه از طريق خطوط انتقال وارد پست مي شوند را بر عهده دارند و مي توان گفت برقگير همانند Shielding ولتاژ اعمالي به تجهيزات را محدود مي كند . جداول حداقل فواصل ec و pc و sc بر حسب مقادير مختصاتي و از BIL و مطابق با استاندارد BS انگليس آورده شده است كه اين جداول كمك موثري در آرايش تجهيزات پست ارائه مي دهند در اين جداول دو اصطلاح به چشم مي خورد كه به توضيح آنها خواهيم پرداخت : Effectively Earthed ( انتقال نوترال با زمين موثر ) Effectively Earthed Non( اتصال نوترال از طريق امپدانس با زمين اتصال غير مستقيم نوترال با زمين غير موثر ) در زمين كردن غير موثر عمل اتصال به زمين از طريق مقاومت صورت مي گيرد . در اتصال نوترال مستقيم اين كار بدون واسطه مقاومت صورت مي پذيرد اهميت نوع زمين كردن سيستم بيشتر جهت حفاظت و عايق بندي در سيستم مربوطه مي گردد. درمواردي كه ولتاژ نا متقارن اعمال گردد. از زمين كردن مستقيم يا موثر و زمين نكردن مي توان به عنوان دو حالت انتهائي نام برد چنانچه در اين حالات اتصال كوتاه يك فاز رخ دهد در شبكه هاي مستقيماً زمين شده از فاز معيوب (اتصال كوتاه شده ) جريان شديدي خواهد داشت در حاليكه ولتاژ فازهاي ديگر تغيير محسوس نمي كند . اما در شبكه زمين نشده جريان اتصال كوتاه به خاطر عدم وجود نقطه اتصال زمين وجود ندارد و اين در حالي است كه ولتاژ دو فاز برابر حالت اوليه خواهد شد . در اين حالت به علت عدم وجود جريان اتصال كوتاه بروز عيب در يك فاز توسط رله هاي حفاظتي سيستم تشخيص داده نميشود . عدم تشخيص بروز عيب توسط رله هاي حفاظتي باعث مداومت كار سيستم مي گردد . در نتيجه ولتاژ افزوده ديگر باعث آسيب رساندن به قسمتهاي عايقي تجهيزات مي گردد . در سيستم هاي زمين شده به طور مستقيم يا موثر نيز جريان عيب بالائي در صورت بروز اتصال كوتاه يك فاز جاري خواهد شد كه كليه تجهيزات مي بايست تحمل اين جريان را داشته باشند . با توجه به دلايل فوق بهتر است كه روشي اتخاذ گردد كه مشكلات فوق را رفع نمايد . در اين حالت از يك بينابيني استفاده ميگردد و اصطلاحات زمين كردن موثر و غير موثر مورد استفاده پيدا مي كند كه البته حدود آنها از طريق فاكتوري به نام فاكتور زمين تعيين مي گردد كه اين فاكتور به صورت ذيل تعريف مي گردد : ولتاژ موثر ماكزيمم فاز زمين يك فاز در محل كليد هنگام بروز اتصال كوتاه . حال به بررسي اين فاكتور حالت عادي و بدون خطا در دو حالت شبكه موثر و شبكه غير موثر مي پردازيم : الف - شبكه موثر زمين شده ب – شبكه زمين نشده بر طبق استاندارد IEC چنانچه سيستمي داراي فاكتور زمين كمتر از 80% باشد آن را با زمين موثر Effectivel Earthed و چنانچه بزرگتر از 80% باشد آن را زمين غير موثر Non Effectivel Earthed مي نامند به طريق مشابه چنانچه يك موج ضربه اي به يكي از فازها اعمال شود به همين طريق نوع زمين سيستم در ميزان ايزولاسيون و نيز حداقل فواصل مجاز هاديها تاثير مي گذارد و بدين علت است كه فواصل حداقل مجاز در جداول ضميمه اين فصل براي زمين موثر نبست به ديگري كمتر مي باشد . نكته ديگر كه در ايزولاسيون و فواصل بين تجهيزات تاثير دارد ارتفاع از سطح دريا مي باشد . در ارتفاعات زياد هوا كاهش يافته و در اثر رقيق شدن هوا ولتاژ شكست از طريق هوا كاهش مي يابد و در نتيجه ضروري است در ارتفاعات بيش از 1006 متر ( 3300 فوت ) برابر هر 305 متر ( 1000 فوت ) افزايش ارتفاع به مقدار فواصل حدوداً 3% افزوده مي گردد . در عبارتي ساده تر براي ارتفاعات بيش از 1000 متر به ازاء هر 100 متر افزايش ارتفاع مزبور 1% اضافه مي كنيم . نواحي تعمير و نگهداري يكي از مطالب مهمي كه در آرايش تجهيزات پستهاي فشار قوي بايد در نظر داشت ناحيه بندي كردن ايستگاه از جهت تعميرات و نگهداري تجهيزات مختلف مي باشد ابتدا بايستي ذكركرد كه كلاَ دو روش براي نيل به اين منظور متداول است . يكي از اين روشها استفاده از Earthed Barrier مي باشد كه تعميرات به روش ايزوله نمودن قسمتهاي تحت تعمير به وسيله شبكه زمين شده انجام مي شود و در روش دوم با استفاده فواصل ايمني در فضاي باز صورت مي پذيرد . روش اول روش نسبتاً مطمئن تري را ارائه مي دهد ولي روش دوم متداول براي ولتاژهاي بالا مي باشد . در روش Earthed Barrier واضح است كه حداقل فاصله حصار زمين شده تا نقاط برقدار بايستي فاصله Earthed clearance ( e.c. ) باشد ولي فاصله محل تعمير تا اين شبكه تابع ميزان فضاي مورد نياز جهت تعميرات مي باشد طبق استاندارد فاصله تعمير براي ولتاژ هاي بالا نيز دقيقاً برابر فاصله( e.c )مي باشد فاصله ايمني طبق رابطه ذيل محاسبه مي شود : در رابطه فوق 5cm مربوط به ضخامت حصار اطراف پست مي باشد . اين فاصله مربوط به حالت افقي قرار گرفتن تجهيزات مي باشد در حالت عمودي بايستي در نظر داشت كه فاصله فوق همان فاصله از محل تعمير تا نقاط برقدار مي باشد نه فاصله زمين تا نقاط برقدار در ولتاژهاي زير 66KV به دليل اينكه مقدار ec قادر به تامين فضاي كاري مناسب جهت شخص تعمير كار پديد نمي آورد معمولاً ميزان ec را برابر mm 685 در نظر گرفته مي شود . در حالت عمودي فاصله فاصله ايمني مورد نظر از پاي شخص مزبور تا نقاط برقدار از رابطه زير پيروي مي كند . فاصله مزبور براي ولتاژهاي مختلف مقادير متفاوتي بدست مي دهد . براي تسلط شخص تعميركار در حين كار خصوصاً در ولتاژهاي بالا از يك سكو استفاده مي شود . ارتفاع اين سكو طوري تعيين مي شود كه بالاترين نقطه آن مطابق استاندارد 37/1 متر تا سطح زمين باشد . مورد استفاده اين سكو فقط براي روش دوم ( عمودي ) مي باشد . بدين معني كه مقدار 37/1 متر در داخل فاصله GC يعني 44/2 متر جاي مي گيرد . بنابراين چنانچه فاصله نقاط تا زمين ( بالاترين نقطه سكو ) را Sepration Distance بناميم اين مقدار براي روش دوم برابر همان SC مي گردد ولي تنها براي حالت عمودي روش اول را رابطه ذيل برقرار مي گردد : spearation distance = se+ 1037=2ec+5cm+137cm بايد توجه كرد كه چنانچه نقطه تعمير آنقدر پائين باشد كه احتياج به سكو نداشته باشد به جاي 37/1 متر در رابطه فوق ارتفاع نقطه تعمير تا زمين جايگزين مي شود . با توجه به توضيحات فوق حال مي توانيم مقايسه اي بين دو روش فوق از نظر فضاي مورد نياز به عمل آوريم . با مقايسه دو رابطه اول در مي يابيم كه براي ولتاژ كه در آن 4/2 = ec متر مي باشد ميان فاصله SC براي دو روش فوق در حالت افقي يكسان مي باشد . اين ولتاژ حدوداً 300KV مي باشد ولي در حالت عمودي بايستي روابط دوم و سوم را با هم مقايسه كرد . در اين صورت ولتاژ بدست آمده حدوداً 100KV خواهد بود . در نتيجه هنگامي كه احتياج به نواحي تعمير افقي مي باشد ( ولتاژهاي كمتر از 300KV ) با استفاده از حصار زمين شده مي توان در فضاي مورد نياز صرفه جوئي نمود در ولتاژهاي كمتر از 100KV هنگاميكه احتياج به نواحي تعمير افقي يا عمودي را بر حسب ولتاژ نامي نشان مي دهند . تعيين نواحي تعمير بعضي از نواحي تعمير به سهولت مشخص و معين مي باشند و احتياج به آنها كاملا واضح مي باشد . شايد مشخص ترين تعمير مربوط به ديژنكتورها باشد كه معمولاً نسبت به ساير تجهيزات احتياج به تعمير بيشتري دارد . لذا تعبيه وسايلي در دو طرف ديژنكتور براي ايزوله كردن آن از شبكه تحت ولتاژ كه عموما توسط سكسيونر ها – باس بار و .. برحسب موقعيت باس بارهاي تك خطي مربوطه و نيز شكل فيزيكي و نوع تجهيزات و بسته به مورد تعميزات لازم فرق مي كند و ممكن است اشكال و طرح هاي مختلفي براي ناحيه بندي مربوطه ضرورت پيدا كند . ترتيب قرار گرفتن فازها روي باس بار هاديهاي فازهاي باس بارها به طريق مختلفي نسبت به يكديگر قرار مي گيرند . اين حالت به طور كلي به 4 طريق مي تواند انجام گيرد كه در ادامه نحوه قرار گرفتن آنها آورده خواهد شد . A B C D در پستهايي كه در فضاي آزاد قرار دارند حالت D بر حالات ديگر به دلايل زير برتري دارد : الف – افتادن يا پارگي يك باس بار يا فازهاي يك باس بار نمي تواند باس بارهاي ديگر يا فازهاي ديگر را در معرض خطر قرار دهد . ب- در تركيبات B و A جدا كردن نواحي تعمير باس بارها مشكل مي باشد و همچنين فراهم كردن راه دسترسي به آنها دشوارتر است . حالا A,B,C تركيباتي هستند كه بيشتر در فضاي بسته مورد استفاده قرار مي گيرند . فواصل الكتريكي به ا نضمام نواحي ID و PC تجهيزات پست و هاديهاي متصل به آنها شماي اصلي ( Lay out ) پستهاي مختلف را تشكيل مي دهد اساساً حداقل سه فاصله الكتريكي در هر مدار مورد لزوم ميباشد كه عبارتند از : الف – فاصله بين ترمينالهاي سكسيونر اسكسيونرهاي باس بار با اتصال به آنها ب- فاصله بين ترمينالهاي ديژنكتور فيوز با اتصالات به آنها ج - فاصله بين ترمينالهاي سكسيونر فيوز با اتصالات به آنها ممكن است فواصل ديگري براي بدست آوردن PC ها در نقاطي كه هاديهاي فازهاي مختلف از روي هم عبور مي نمايند مورد لزوم باشد . ترتيب قرار گرفتن تجهيزات پست در اغلب پستهاي فشار قوي تجهيزات پست به ترتيب ذيل نصب مي گردند : 1- خط 230KV 2- برقگير 3- CVT 4- موج گير 5- سكسيونر 6-CT 7- كليد 8- باس بار 9- سكسيونر تجهيزات فوق به تجهيزات خط معروف هستند . 10- كليد 11- CT 12- برقگير 13- ترانسفورماتور 14- برقگير 15- ترانس زمين 16- PT 17- سكسيونر 18- كليد(باس خروجي ) به تجهيزات فوق تجهيزات ترانس مي گويند . 19- سكسيونر خروجي 20- CT 21- سكسيونر 22- موج گير 23- CVT 24- برقگير تجهيزات فوق به تجهيزات خط خروجي معروف هستند فصل پنجم ( نحوة كدگذاري تجهيزات در پستهاي فشار قوي ) سيستم شماره گذاري ( كدگذاري ) تجهيزات 1- شماره گذاري خطوط در شماره گذاري خطوط انتقال از دو حرف و سه رقم استفاده مي شود براي مثال خط 400 كيلو ولت 912AH (اراك – رودشور ) ، حرف A علامت شناسايي ايستگاه اراك و حرف H مربوط به علامت شناسايي ايستگاه رودشور و اولين رقم بعد از حرف شناسايي ، نشان دهنده سطح ولتاژ و دو رقم بعدي نشانگر نوع تجهيزات طبق جدول شماره 2 است . 2- شماره گذاري ترانسفور ماتورهاي قدرت براي شماره گذاري ترانسفور ماتورهاي قدرت با هر ظرفيت ابتدا از حرف T و بدنبال آن از شماره هاي متوالي ( 1الي20) استفاده مي شود مانند . لازم به توضيح است كه در هر پست با توجه به جدول شماره 2 ( كد تجهيزات متصل به ترانسفورماتورها از 40 الي 59 ) حداكثر ميتوان 20 ترانسفورماتور را شماره گذاري كرد . 3-شماره گذاري تجهيزات متصل به ترانسفورماتورها : براي شماره گذاري تجهيزات متصل به ترانسفورماتورها ( سكسيونر ) ،ديژنگتور ، برقگير ، ترانسفورماتورجريان ، ترانسفورماتور ولتاژ ، ترانس مصرف داخلي، سكسيونر زمين و شينه) از يك عدد چهار رقمي استفاده مي شود كه اولين رقم طبق جدول شماره 1 از اعداد 0 تا9 كه بيانگر سطح ولتاژ و سپس طبق جدول شماره 2 از اعداد 40 تا 59 كه بيانگر نوع دستگاه ( ترانسفورماتور ) و در آخر از اعداد 0 تا 9 طبق جدول شماره 3 كه نشان دهنده نوع تجهيزات است استفاده مي شود . 4- شماره گذاري ترانسفورماتورهاي ولتاژ ترانسفوماتورهاي ولتاژ با توجه به نوع و محل اتصال تجهيزات به پنج حالت شماره گذاري مي گردند . توضيح اينكه فقط براي حالتهاي اول و چهارم در شماره گذاري از حرف شناسايي نام ايستگاه استفاده مي گردد . 1-4- حالت اول : اتصال به خط در اين حالت ابتدا از حرف شناسايي نام ايستگاه و سپس به ترتيب از اعداد 0-9 نمايانگر سطح ولتاژ ، دو رقم آخر شماره خط طبق جدول شماره 2 و در آخر از حروف اختصاري نوع و شمارة مبدل( )طبق جدول شماره 4 استفاده مي گردد . 2-4- حالت دوم : اتصال به ترانس قدرت در اين حالت براي شماره گذاري مبدلهاي ولتاژ ، ابتدار از حرف T كه مخفف نام ترانس قدرت است و سپس شماره توالي ترانس و در آخر با استفاده از جدول شماره 4 ، حروف اختصاري ترانس ولتاژ مربوط را اضافه مي كنيم . 3-4- حالت سوم : اتصال به ژنراتورها شماره گذاري همانند حالت 2 بوده با اين تفاوت كه به جاي T(مخفف ترانس قدرت ) حرف G مخفف ژنراتور استفاده مي گردد ، مانند G11PT كهG11 مخفف ژنراتور شماره 11 مربوط به واحدهاي گازي و PT مخفف ترانس ولتاژ از نوع PTطبق جدول شماره 4 مي باشد . 4-4- حالت چهارم : اتصال به شينه در اين حالت شماره گذاري با استفاده از حرف شناسايي نام ايستگاه در ابتدا و سپس رقم نشان دهندة سطح ولتاژ طبق جدول شماره 1 و پس از آن شماره شينه اي كه مبدل ولتاژ بدان متصل است و در آخر نوع مبدل ولتاژ انجام مي گيرد . 5-4- حالت پنجم : اتصال به ترانس مصرف داخلي و ترانسهاي زمين با توجه به جدول شماره 4 انواع ترانسهاي مصرف داخلي برحسب نوع با حروف GT،ETوSS نشان داده ميشوند .شماره گذاري ترانسهاي فوق الذكر با استفاده از حروف مبدلها و حروف مربوط به ترانسفورماتور ولتاژ انجام مي گيرد . در تمام موارد پنج حالت فوق الذكر تعداد مبدلهاي ولتاژ براي هر فاز را باعلامت نشان مي دهيم . مانند مبدل ولتاژ بر روي فاز S كه با علامت در كنار مجموعة شماره گذاري شده با دستگاه مشخص ميشود . 5- شماره گذاري ترانسفورماتور جريان شماره گذاري ترانسفورماتورهاي جريان به همان روش شماره گذاري ترانسفورماتورهاي ولتاژ در پنج حالت انجام مي پذيرد و در كلية حالات بجاي حروف اختصاري نوع ترانس ولتاژ، حروف اختصاري ترانس جريان قرار ميگيرد . 6- شماره گذاري ترانسفورماتور زمين ترانسفورماتورهاي زمين(ET,GT) با توجه به محل اتصال ، شماره گذاري مي گردند مانند ترانسهاي مصرف داخلي ازنوع GT به شماره 1و4و متصل به ترانس قدرت 1و4درپست فيروز بهرام كه بصورت GT2 و GT4 مشخص گرديده اند . 7- شماره گذاري مولدهاي و ژنراتورها : براي مشخص نمودن واحدها از حروف H براي واحدهاي برق آبي ، Sبراي واحدهاي بخار معمولي ،Gبراي واحدهاي توربين گاز ،D براي مولدهاي ديزلي و حروف NUC براي واحدهاي اتمي استفاده مي شود . در نيروگاههاي سيكل تركيبي ، مولدهاي بخاري با S-COMB و مولدهاي توربين گاز با G-COMB مشخص مي گردند . شماره گذاري ژنراتورهاي مولدهاي برق آبي و بخاري (اعم از معمولي و يا اتمي با استفاده از توالي ارقام از 1 تا 10 و شماره گذاري ژنراتور مولدهاي توربين گاز با استفاده از توالي ارقام از 11 لغايت 20 انجام مي گيرد . 8- شماره گذاري شينه ها براي شماره گذاري شينه ها از يك عدد دو رقمي با توجه به سطح ولتاژ استفاده ميشود كه رقم اول نشان دهنده سطح ولتاژ و رقم دوم توالي شينه ها (1-9) مي باشد . توضيح اينكه در ايستگاههائي كه شينه ها در دو قسمت نسبتاً طولاني ( حدود 1 كيلو متر ) از هم قرار گرفته باشند و توسط يك يا چند خط به يكديگر متصل گردند براي جلوگيري از تناقض در دستورالعملها ، خط يا خطوط ارتباطي بعنوان يك شينه در نظر گرفته ميشوند . 9- شماره گذاري راكتورها راكتورها كه طبق جدول شماره 4 با حرف R نشان داده مي شوند به توجه به نحوة اتصال به سه روش شماره گذاري مي شوند . 1-9- حالت اول : اتصال به خط راكتورهاي متصل به خط با استفاده ار تركيب حرف شناسايي ايستگاه ، شمارة خط و در انتها حرف R كه مشخص كننده راكتور مي باشد . شماره گذاري مي شوند . مثال ، A902R1 كه راكتور شمارة 1متصل به خط 400 كيلو ولت AE902 (شهيد رجائي – تبريز ) در پست تبريز مي باشد . 2-9- حالت دوم : اتصال به ترانس ( سيم پيچ سوم ) در اين حالت با توجه به شمارة ترانس و اتصال راكتور به سيم پيچ سوم آن شماره گذاري انجام مي گيرد . در مورد راكتورهايي كه با استفاده از سيم پيچ سوم ترانس ، امكان اتصال به هر دو ترانس بصورت يك مجموعه ـدو مبدل مشترك مدارسي )وجود داشته باشد شماره گذاري راكتورها با استفاده از شمارةتوالي مبدل قدرت با رقم پائين تر انجام مي گيرد . 3-9- حالت سوم : اتصال به شينه براي شماره گذاري راكتورهاي متصل به شينه ، ابتدا از حرف شناسايي R( راكتور ) و سپس از شمارة توالي 1 الي 20 استفاده مي گردد . 10 – شماره گذاري خازنها و جبران كننده ها شماره گذاري به همان روش شماره گذاري راكتورها بود ه با اين تفاوت كه بجاي حرف R محفف راكتور ، حرف C يا SC محفف خازن يا جبران كننده استفاده مي گردد . 11- شماره گذاري برقگيرها برقگيرها با حروف اختصاري LA مشخص و براي شماره گذاري با توجه به محل اتصال به خط ، مبدل راكتور ، خازن ، ژنراتور و شينه شماره گذاري مي گردند . براي شماره گذاري برقگير مربوط به خطوط يا شينه ها ابتدا از حرف علامت شناسايي ايستگاه و سپس به ترتيب رقم نشان دهنده سطح ولتاژ شماره خط يا شينه و در آخر حرف LA مخفف برقگير استفاده مي گردد . براي شماره گذاري برقگيرهاي متصل به مبدل وژنراتور ،راكتور ، خازن ، جبران كننده و موارد مشابه ابتدا كه مربوط به نام مبدل( T) ژنراتور ( G) ،راكتور ( R) ، خازن (C)،جبران كننده (SC) ،شماره توالي دستگاه اصلي و در آخر محفف حروف LAمربوط به برقگير را اضافه مي كنيم . در مواردي كه تعداد برقگيرهاي متصل به تجهيزات فوق الذكر بيش از يك دستگاه باشد از شماره هاي متوالي (30-1) استفاده مي شود . 12- شماره گذاري كليدهاي قدرت 1-12- كليد خطوط شماره گذاري كليد خطوط با استفاده از حرف علامت شناسايي ايستگاه و چهار رقم انجام مي گردد . حرف شناسايي ايستگاه و سپس رقم اول نمايانگر سطح ولتاژ ، ارقام دوم و سوم بيانگر شمارة خط و رقم آخر عدد 2 مشخص كننده نوع تجهيزات ( كليد ) مي باشد . 2-12- كليد ژنراتور براي شماره گذاري كليد ژنراتورها ابتدا رقم نشان دهنده سطح ولتاژ ، سپس دو رقم مربوط به نوع دستگاه اصلي (60-79) طبق جدول شماره 2 و در آخر عدد 2 كه مشخص كليد مي باشد قيد مي گردد . 3-12- كليد مبدلها ( ترانس) براي شماره گذاري كليد مبدلهاي دو سيم پيچ همانند شماره گذاري كليد ژنراتور عمل مي گردد با اين تفاوت كه بجاي استفاده از اعداد مربوط به شمارة ژنراتورها (60-79) از اعداد (40-59) مربوط به شمارة مبدلها استفاده مي گردد . در صورتي كه مبدل داراي سيم پيچ و متصل به شينه باشد ، براي شماره گذاري كليدهاي مربوطه ابتدا عدد مشخصه بر سطح ولتاژ ، پس شماره نوع دستگاه اصلي با توجه به جدول شماره 2 و پس از آن شماره شينه و در پايان عدد 2 را اضافه مي كنيم . 4-12- كليدهاي كوبلاژ براي شماره گذاري كليدهاي كوبلاژ شينه ها ( يك دوشينه، دوشينه، سه شينه) ابتدا از حرف علامت شناسايي ايستگاه ، سپس رقم نشان دهنده سطح ولتاژ طبق جدول شماره 1 و بعد از آن طبق جدول شماه 2 شماره مربوط به تجهيزات كوبلاژ متفرقه از اعداد 80-99 و در آخر از عدد 2 كه مختص كليد مي باشد استفاده مي كردد . 5-12-كليدهاي مشترك ژنراتور و مبدل در مواردي كه بين ژنراتور و مبدل كليد وجود نداشته باشد و قطع و وصل واحد توسط كليد بعد از ترانس انجام پذيرد ، براي شماره گذاري مربوط ابتدا عدد مربوط به سطح ولتاژ ، سپس طبق جدول شماره 2 از اعداد (60-79) مربوط به ژنراتور و در پايان طبق جدول شماره 3 عدد 2 مربوط به نوع تجهيزات (كليد)را اضافه مي نمايئم . 13-شماره گذاري سكيسونرها 1-13- سكيسونرهاي هوايي يا زميني براي شماره گذاري سكيسونرها اعم از هوائي يا زميني عمدتاُ از 4 رقم استفاده مي گردد و تنها براي سكسيونرهاي مربوط به خطوط و كوبلاژ و شينه ها حرف علامت شناسايي ايستگاه را جلوي شماره ها قرار مي دهيم .بدين ترتيب كه ابتدا اعداد به مربوط به سطح ولتاژ و سپس از يك عدد دورقمي از شمارة (0-39) براي خطوط (40-59) براي ترانسها و راكتورها و خارنها ، (60-79) براي ژنراتورها و (80-99) براي تجهيزات متفرقه و كوبلاژ و سكشن ها و در آخر با استفاده از جدول شمارة 3 ، با در نظر گرفتن نوع و محل نصب تجهيزات شماره گذاري ميگردد . لازم بتوضيح است كه طبق جدول شماره 3 براي شماره گذاري سكسيونرهاي متصل به شينه از اعداد 1و4 خط عدد 3 ، باي پاس يا شانتاژ عدد 4 ، ترانسفورماتوريا راكتور و مشابه ازعدد 6 ، ژنراتورها عدد 7 ،متفرقه عدد 8 ، زمين عدد 9 اتصال به شينه سوم باس سكشن (Bus-Tie) و سكسيونر بعد از كليد از شينه هاي باي پاس دار از عدد صفر استفاده مي شود . 2-13 - شماره گذاري سكسيونرهاي زمين شماره گذاري سكسيونرهاي زمين همانند شماره گذاري سكسيونر ساير تجهيزات مي باشد با اين تفاوت كه رقم آخر شماره گذاري طبق جدول شمارة 3 به عدد 9 كه براي زمين در نظر گرفته شده تبديل مي گردد . در موارديكه به ازاء هر سكسيونر بيش از يك سكسيونر زمين وجود داشته باشد ، سيكسونر زمين نزديك به تجهيزات (ترانسفورماتور ، ژمراتور ، خط ، كوبلاژ ، …) را اصلي فرض نموده و طبق بند 1 (سكسيونرهاي هواي يا زميني ) با افزودن عدد 9 ( نشان دهنده سكسيونر زمين ) شماره گذاري ميگردند.دومين سكسيونر با استفاده از شماره سكسيونر مربوط و با اضافه نمودن عدد 9 به آخر آن ، با پنج شماره گذاري مي شود . 3-13 شماره گذاري سكسيونرهاي زمين شينه ها براي شماره گذاري سكسيونر زمين شينهها پي از حرف شناسايي ايستگاه ، ابتدا مربوط به سطح ولتاژ سپس كه دو رقمي معرف شينهرا با استفاده از جدول شمارة 3 و در آخر عدد 9 مربوط به سكسيونر زمين را اضافه مي كنيم . 4-13- شماره گذاري سكسيونرهاي متصل به شينه سوم در صورتي كه در ايستگاهي علاوه بر شينة اصلي و فرعي (رزرو) شينه سومي هم وجود داشته باشد براي شماره گذاري سكسيونرهاي زيرربط مانند ساير سكسيونرها عمل نموده و آخرين رقم را عدد صفر كه نشان دهنده اتصال سكسيونر به شينه سوم است قيد مي كنيم . 5-13- شماره گذاري سكسيونر بين دو شينه براي شماره گذاري سيكسيونرهاي بين دوشينه بين دوشينه ابتدا حرف شناسايي نام ايستگاه سپس شمارة مربوط به سطح ولتاژ و بدنبال آن از يك عدد دو رقمي (99-80) طبق جدول شمارة 3 و در آخر از عدد صفر كه مشخص كنندة سكسيونر بين دوشينه است ، استفاده مي كنيم . (جدول شماره 1 )-كه سطح ولتاژ كد سطح ولتاژ kv 0 1 2 3 4 5 6 7 8 9 60% كيلو ولت به پائين (نقاط صفر و اتصل زمين) 6-10 الي 3/3 3/3 الي 3/6 3/6 الي 15 15 الي 20 20 الي 33 33 الي 66 66 الي 132 132 الي 230 400 ببالا جدول شماره 2 – كد تجهيزات كد نوع دستگاه متصل به كليد يا قطع كننده 100الي39 40الي59 60الي79 80الي99 خطوط ترانسورماتور و كليد دستگههاي توليد كننده بار سلفي و خازني ژنراتور متفرقه ، تجهيزات غير از رديف هاي فوق الذكر مانند كليد كوبلاژ جدول شماره 3 كد تجهيزات قطع كننده 1 2 3 4 5 6 7 8 9 0 سكسيونر متصل به اولين شنبه كليد سكسنر متصل به خط سكسيونر متصل به دومين شنبه سكسيونر شانتاز ( باي پاس) سكسيونر ترانس سكسيونر ژنراتور تجهيزات متفرقه سكسيونر زمين سكسيونر مجزا كنندة دوشينهيا اتصال به شينهدر ايستگاههاي شانتاژدار يا اتصال به شينهسوم
مقدم شما عزیزان را به "جویابرق" ارج مینهیم ،این وبلاگ جهت "جستوجو "و ارائه مقالات وپروژهای علمی در زمینه "اقیانوس عظیم برق "درست گردیده ،تا هم اهالی این رشته بزرگ و مهم فنی و مهندسی از آن استفاده کنند .وهم از علم و تجارب استادان ،اندیشمندان،مهندسان،دانشجویان و کاربران این اقیانوس بزرگ بهره جست.در پایان "جویابرق"بیصبرانه منتظر نقطه نظرات و پیشنهادهای شما دوستان گرامی است .که موجب خوشحالی ما وتشکرازشما می گردد…!